معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

371

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

گفت : اى يوسف سبب امتناع تو با من چيست . فرمود : دو سبب است يكى حق معبود من كه پادشاهى وى در ملك و ملكوت طارى است و حكم و فرمان وى بر اطباق سماوات و ارض جارى ( جلّ جلاله و عمّ نواله ) و ديگر حق مولاى من عزيز مصر كه حكم وى در زمين مصر ، و فرمان وى بر من و تو نافهء است . زليخا گفت : اى يوسف معبود تو كه حكم او بر آسمان و زمين جاريست مرا در خزانه چندان جواهر و ياقوت و ذخيره‌هاى نقود و امتعهء مخزونست كه عقل عقلا از شمارهء آن قاصر و عاجز است . چون ملتمس من بحصول مقرون گردانى و چون ترا در تجويز مواصلت با من اشتباه است و شيوهء عشق‌بازى در شريعت آبا و اجداد تو گناه است همهء اين اموال در راه او صرف نمايم اما مولاى تو كه به زمين مصر حكم او جارى است يعنى عزيز اين جام زبرجدى كه بر دست راست من بينى جرعهء از سمّ قاتل در ابريق شربت انداخته اين جام پرشربت را بوى چشانم كه قطعه قطعه از جگر وى جدا گشته از دهن وى فروريزد ، و اين نقود و امتعه كه در خزانهء من ذخيره شده است از براى اين جنايت بر طبقات عجزه و مساكين و اصناف فقرا و مستحقين مصروف سازم ، تا بارى تعالى اين گناه از من و از تو درگذراند و جريمه گذشته به روى ما نيارد . يوسف از گفت و شنيد بلا طائل و سؤال و جواب بىحاصل ملول گشته پناه بجناب قدس خداوندى برده گفت : « مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » يعنى پناه مىبرم به خداى تعالى از اينكه اجابت تو نمايم ، و در فساد به كليد انقياد ، بر روى نفس خويش بگشايم . كشف - مجاهد و سدى و محمد اسحاق مىگويند كه ضمير « انّه » راجع است بعزيز و « ربّ » بمعنى سيد است يعنى عزيز به حكم شرع سيّد و مولاى من است و بحسب مثوى يعنى منزل و ماوى با من احسان نموده ، و ترا با كرام مثواى من فرموده و در