معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

354

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

حكمت عمليه اينجا بر حكمت نظريه از براى آنست كه ارباب رياضات و مجاهدات اول به حكمت عمليه و اصل مىگردند تا بعد از آن ترقى كرده به حكمت نظريه برسند ، و اما اصحاب افكار عقليه و انظار روحانيه ، اول به حكمت نظريه تشبث مىنمايند ، بعد از آن به حكمت عمليه ترقى مىكنند ، و چون طريقهء يوسف ابتدا رياضت و مجاهدت بود ، تا صبر بر بلا و محنت مىنمود ، بواسطهء آن ابواب مكاشفات بر وجوه آمال آن حضرت مىگشود ، لا جرم تقديم حكم بر علم فرمود . قولى ديگر آنست كه مراد از حكم نبوت است و از علم علم دين و به اين تقدير مرتبه حكم زيادت است از علم . اگر كسى سؤال كند كه پيش از اين معلوم شد در تفسير آيهء « وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا » كه وحى به آن حضرت در چاه نازل شد و مفهوم ازين آيه آنست كه چون بحدّ كمال عقل و شدّت شوكت و قوّت رسيد به حكم و نبوّت مستسعد گشت ، تلفيق « 1 » ميان اين دو قول چگونه تواند بود ؟ جواب آنست كه امام حسن بصرى فرموده : كه در چاه به حليه نبوّت متحلّى گشت و ليكن هنوز به خلعت رسالت مشرّف نگشته بود چون ببلوغ رسيده « باشدّ » متّصف گشت و به رسالت مستسعد آمد . و جواب ديگر آنست كه در چاه بوحى الهى جلّ و علا فايز گشت و امر به دعوت موقوف بود تا ببلوغ « باشدّ » . قول ديگر آنست كه مراد از حكم ، فرمانروائيست ، بر خلق ، و مراد از علم تأويل احاديث . اما ارباب اشارت مىگويند كه از جمله احكامى كه مر يوسف را انعام فرمود ، حكم مهين آن بود كه نفس او را محكوم او گردانيده بودند و شهوات او را مغلوب حكم او ساخته و نفس مطمئنة بر نفس « لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ » استعلا يافته ، و قوّت شهوانيه

--> ( 1 ) - الف : توفيق ميان .