معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
335
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بود تا بياموزانيم او را تعبير خواب ، و دانا گردانيم او را بهآنچه در خواب بوى نموده بوديم ، چنان كه سابقا سمت گذارش يافت . امام دمياطى گفت : مراد از احاديث ، لغات خلايق است و آدميان را نهصد لغت است و يوسف همهء آن لغتها مىدانست ، و بمجموع آنها سخن مىگفت . و گروهى گفتهاند كه مراد صحف ابراهيم و باقى كتب آسمانى است و سخنان ارباب حكمت است كه مشتمل است بر انواع موعظة و نصيحت . [ واقعهء استفسار يوسف از مرد كنعانى از حال پدر ] در كشف الاسرار آوردهاند : كه زليخا از براى يوسف خانهء بياراست ، و فرشهاى با قيمت در آنجا مفروش گردانيد ، و يوسف را در آن خانه بر بسترهاى پادشاهانه بنشانيد ، يوسف در آن خانه بر طريق زهّاد و عبّاد ميان به طاعت و عبادت بر بست و به روزه و نماز مشغول شد و غم و اندوه و گريه و زارى پيشه كرد و خويشتن را به آن تشريف و تبجيل مغرور « 1 » نگردانيد ، و باعزاز و اكرام زليخا فريفته نگشت و در فرقت و حرقت مىگداخت ، و غريبوار و سوگوار روزگار مىگذرانيد . تا گويند روزى بر در سرائى نشسته بود و غم و اندوه فراق پدر بر باطن وى مستولى شد ، مردى را ديد بر شترى سوار و صحف ابراهيم مىخواند ، يوسف چون كلام عبرانى از آن مرد رهگذر استماع نمود بسرعت تمام به آن مرد اقبال نموده ، از وى استفسار احوال نمود ، كه اى عزيز از كجائى و از كجا مىآئى و عزيمت كجا دارى ؟ آن مرد گفت : از كنعانم ، و اينجا به بازرگانى آمدهام ، يوسف چون نام كنعان شنيد ، و آواز كلام عبرانى به سمعش رسيد اندوه و فراق پدر بر وى تازه گشت ، و قطرات امطار اشك از سحاب ديده بر گلزار رخسار متقاطر گردانيد ، و به زبان حال بمضمون اين مقال ترنم مىنمود . * * *
--> ( 1 ) - الف : معذور .