معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
331
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
به همان سه صفت كه يوسف موصوف بود آراسته است ، صورت نيكو دارد « وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ » در دنيا غريب است « كن فى الدّنيا كانّك غريب » بنده است « قُلْ يا عِبادِيَ » و اللّه تعالى لطيف است « اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ » و رحيمست « إِنَّهُ كانَ بِكُمْ رَحِيماً » و نيز كريم است « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ » آنجا عزيز كه متّصف به آن سه صفت بود يوسف را كه موصوف به اين سه صفت بود گرامى داشت . اگر حضرت جلال احديّت سبحانه و تعالى كه لطيف و كريم و رحيم حقيقى است بندهء خود را به مقتضاى « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ » گرامى داشته از ذل رقيّت شيطان برهانيده بعزّ حرّيت « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ » مشرف گرداند از كرم وى عجيب و غريب نباشد .