معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
328
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بخريد يوسف را در مصر « لِامْرَأَتِهِ » مر زن خويش را « أَكْرِمِي مَثْواهُ » گرامى دار جاى با شش اين غلام را « عَسى أَنْ يَنْفَعَنا » شايد كه روزى به كار آيد ما را « أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً » يا بگيريم او را به فرزندى « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ » همچنانكه يوسف را از چاه خلاصى داديم حكم او را روا « 1 » داديم در زمين مصر « وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ » و تا او را تعليم نمائيم تعبير خواب « وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ » و اللّه تعالى غالب آمد در كار يوسف و بر هر كس كه دربارهء او بدى مىخواست « وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » و ليكن بيشتر مردمان نمىدانند قوله عزّ و جلّ « وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ » بدانكه دو نوبت بر حضرت يوسف بيع رفته است يكى آنكه برادران به مالك فروختند و دويم آنكه مالك بعزيز مصر فروخت و مراد از مشترى مصر اينجا عزيز است و در تعيين نام وى اختلافى هست . بعضى گويند : اطفير بود ، و بعضى قطفير گفتهاند ، و نام پدر وى روحيب « 2 » بود . و در آنوقت بقول بعضى از علما پادشاه در مصر فرعون « 3 » موسى بود ولد بن معصب بن ريّان . و اين گروه استدلال به اين آيه كردهاند كه : « وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ » و بقول بعضى فرعون موسى ديگر بود و نام اين « 4 » ملك ريّان بود پسر وليد بن نژدان « 5 » بن اراشة بن فاران بن عمليق ( فاران نام بيابان است كه بنى اسرائيل آنجا گردش كردند و عمالق نام طائفه است - از قاموس كتاب مقدس ) .
--> ( 1 ) - ح - د : رواجى داديم در مصر . ( 2 ) - الف : روجيب بود و وى از قبطيان بود حاجب و خازن ملك مصر بود و در آن زمان هر كه خزينه ملك در تحت تصرف وى بودى در همه مملكت حكم وى نافذ بودى و وى ملقب بعزيز گشتى و وزارت پادشاه بوى تعيين يافتى . ( 3 ) - ح : وليد فرعون موسى بود ، مصعب بن ريان . ( 4 ) - ح : و اين ملك ريان ديگرى . ( 5 ) - ح : وليد بن تزاوان . د : وليد بن تزول . الف : فراوانابى .