معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
320
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
باب باستشهاد ، مرقوم برقم كلك بيان گردانم . نقلست : كه چون حضرت جلال احديّت جلّ و علا بنى اسرائيل را از قيد ذلّ فرعون نجات داد و اعدا را به هلاكت مندفع گردانيد . موسى از حقّ تعالى استدعا نمود تا مر او را بعملى كه شكرگزارى نعمت خلاص ايشان از ذلّ رقيّت فرعونيان تواند بود دلالت فرمايد ، اللّه تعالى فرمود « قلّ لا إله الّا اللّه » يا موسى موسى بتلقين الهى جل و علا اين كلمه بر زبان راند ، و زياده از آن عمل طلبيد كه نفس را مبادرت نمودن به آن فىالجمله مشقّتى و رياضتى باشد . حق تعالى ، فرمود كه يا موسى « لو جعلت السماوات و الارضون « 1 » و ما بينهما فى كفّة و هذه الكلمة فى كفّة اخرى لرجّحت عليهنّ » « 2 » اگر اين كلمه را در يك پله نهند و هفت زمين را در پلهء ديگر در آرند ، با هر چه در ميان اينها است كلمهء توحيد بر اينها راجح آيد . اشارهء ديگر : نقلست كه خزينه دار نقد مقررى به مالك ذعر تسليم نمود ، و خزينه به تمام از نقود و جواهر خالى شد و هنوز چيز ديگر مىبايست تا استيفاى بهاى يوسف نمايد . خازن پيش عزيز آمده كيفيّت واقعه بيان كرد ، عزيز ازين معنى متفكّر گشت ، يوسف بنور نبوّت صورت حال دانسته ، خازن را طلب كرد و از وى قطعه كاغذ و دوات و قلم خواست ، و بر وى اين كلمات ثبت كرد كه « لا إله الّا اللّه ابراهيم خليل اللّه اسحاق ذبيح اللّه يعقوب اسرائيل اللّه » و فرمود اين كاغذ پاره بر بالاى نقدها در آن كفّه نه ، چنان كرد بهيكبار بركت در آن كفه پديد آمد و بر آن كفّهء ديگر بچربيد ، عزيز دل خوش گشت و از آن انديشه بىغم گشت .
--> ( 1 ) - الف : و الارض . ( 2 ) - الف : يعنى اگر هفت آسمان و هفت زمين و آنچه در ميان آن و اينست در پلهء گذاشته شود و اين كلمهء طيبهء شريفه در پلهء ديگر هرآينه كلمهء توحيد بر آنها همه راجح آيد .