معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
300
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
رسيده لاجرم باستقبال « 1 » كاروان بيرون آمدند ، و بعد از آنكه حديث حسن يوسف منتشر گشته بود ، ملك مصر را از اين معنى خبر شد ، امين اعمال و امير عمّال خود را ، كه به قطفير موسوم بود و پدرش به روحيب « 2 » و مصريان عزيز مصرش خواندندى ، به خريدارى يوسف بيرون فرستاد . مالك چون هجوم مصريان مشاهده كرد يوسف را به عمارى درآورده و بنقاب احتجابش محتجب گردانيد ، و چون مصريان از وى استدعاى مشاهدهء ديدار يوسف نمودندى ، وعده بدر آن شهر مىفرمودى ، بعد از آن او را به شهر درآورده ، به منزل مناسب نزول فرمود . از ابن عباس مروى است كه وى گفت : آن روز مصر بهغايت خراب و ويران بود ، و خشك سال و اختر مصريان در و بال و مردم مقلّ الحال ، بقدوم شريف آن حضرت ، بركت در آن ديار نزول نموده ، رود نيل پرآب شد ، و درختان بار برداشتند و قحط و جدب « 3 » بخصب و رخا مبدّل گشت ، و غلّات و محصولات فراوان شد و نرخ گران روى به ارزانى نهاد ، و مردم مىگفتند كه از آن روز باز كه قدوم شريف اين غلام عبرانى در اين شهر شرف وجود ارزانى فرمود كه گوئى از فرزندان ملوك و نسل انبيا است . اين نوع فتح و گشايشى وجود و بخشايش روى نمود ، خصب و رخا و نور و صفا ، در اين شهر پديد آمد . القصه - چون مالك يوسف را به حجرهء خاص فرود آورده ، بفرمود تا بر بارگاه « 4 » خرگاهى برافراشتند و منظر گاهى بالوان منقّش بياراستند . و روايتى آنكه قبهء ساختند و در آن قبّه غرفها و شرفها ترتيب نمودند ، و بانواع نقوش و صور ملوّن و مزيّن گردانيدند ، مصوّران چين بقلم تلوين ، در اضلاع
--> ( 1 ) - الف : آن نير اقبال و سلطان حسن و جمال بجانب . ( 2 ) - ح : برو حبيب . ( 3 ) - ح : جذب . ( 4 ) - الف : بر در بارگاه .