معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
272
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
در يوسف آن بىرغبتان به بهاى ارزانى « 1 » فروختن دريغ نداشته و ضنّت « 2 » نكردند قوله تعالى « وَ شَرَوْهُ » علما را اختلاف است كه مراد از اين « شرى » خريدنست يا فروختن بعضى گويند مراد فروختن است و « شرى » بمعنى بيع شايع است ، به اين تقدير معنى چنان شود كه بفروختند يوسف را . و در تعيين فروشندگان دو قولست . ابن عباس گويد كه بايعان برادران يوسف بودند كه او را به بهاى اندك فروختند . و قول ديگر آنست كه بايعان آنان بودند كه يوسف را از چاه بيرون آوردند . قومى ديگر برآنند كه مراد از « شرى » اينجا خريدنست يعنى بخريدند او را به بهاى اندك يعنى كاروانيان بخريدند بثمن . بخس . و در بخس اقوالست . بعضى گويند بمعنى حرامست زيرا كه ثمن آزاد حرام و متعفّن است و اين قول مسند ، بابن عباس است و اصل بخس نقصانست و حرام را بخس از براى آن گويند كه ناقص البركة است . و عكرمه و شعبى مىگويند كه مراد قليل است . و گروهى برآنند كه مراد نقصان است در قيمت ، نقصان ظاهر و بهر تقدير « بخس » اينجا بمعنى مفعول است « اى بثمن مبخوس دراهم معدودة » و مراد از « معدود » آنست كه چون درهم اندك بودى مىشمردند و چون بسيار شدى وزن مىكردند و آن موزون چهل درم است كه آن را وقيه گويند يعنى معهود در ميان آن قوم چنان بود كه چون دراهم بچهل درم رسيدى وزن مىكردند اگر از آن كمتر بودى مىشمردند و در تعيين آن اختلاف است . ابن عباس و عكرمه و عطيّه و قتاده مىگويند كه بيست درم بود ، و بعضى گويند بيست و دو درم بود و بعضى هيجده گفتهاند ، و بعضى هفده نيز گفتهاند و اللّه تعالى اعلم . و بر آن قول كه بيست درم تعيين نمودهاند گويند كه ده برادر بودند هر كدام دو درم ميان خود قسمت كردند . « وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ » .
--> ( 1 ) - د : و بودند در يوسف از بىرغبتان و به بهان ارزان فروختن . ( 2 ) - د - ح : و حيا نكردند .