معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
255
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
متّ متّ شهيدا » يعنى جرعهء زهر صابرى نوش كن تا اگر زنده مانى حميد باشى ، و اگر بميرى شهيد باشى . و بعضى از عارفان گفتهاند كه : صبر بر دو گونه است ، صبر عابدان ، و صبر عاشقان ، صبر عابدان آنست كه محفوظ باشد ، يعنى در مقام صبر استوار باشد ، و صبر عاشقان آنست ، كه مرفوض باشد ، يعنى كمال صبر عاشقان در بىصبريست ، چنانچه مراد ايشان در نامراديست . روايت است « 1 » كه يعقوب در صباح بود كه وعده صبر فرموده گفت « فَصَبْرٌ جَمِيلٌ » و شبانگاه بود كه فرياد بر آورده بود ، كه « يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ » از اين معنى است كه شيخ او حدى فرموده است : * * * گر صبر و دل « 2 » بودى مرا كارم چو زر مىشد ز تو * بىصبر ار نه كار من نوع ديگر مىشد ز تو زانروى همچون مشترى گر پرده برمىداشتى * روى زمين پرزهره و شمس و قمر مىشد ز تو شيخ يحيى بن معاذ رازى گفت : كه « صبر المحبّين اشدّ من صبر الزّاهدين » صبر عاشقان دشوارتر است از صبر زاهدان ، زيرا كه زاهد در فراق مشتهيّات نفس صبر مىكند ، و محبّ در فراق محبوب ، و اين از آن بمراتب صعبتر است ، چرا كه سالها برآيد كه عاشقان را نه نفس بخاطر گذرد و نه هوا ، و طرفته العين از محبوب غافل نتواند بود ، و همه كس داند كه چيزى كه سالها بر خاطر خطور نكند صبر از وى آسانتر باشد از صبر چيزى كه لحظهء از دل بيرون نرود . * * *
--> ( 1 ) - د : از اينجا است . ( 2 ) - ح : گر صبر بودى .