معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
200
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
اين را اشارت به خود آمد « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ » با آن گوينده سخن مىگفت و با اين خاموش اسرار مىنهفت ، گوينده را فرستادند تا با غير سخن گويد « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ » خاموش را در گوش رازها در دادند و از افشاى آن منع فرمودند « فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى » . اشاره - يعقوب فرزندان را گفت « أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ » ايشان را به غفلت عيب كرده بود ، همان غفلت عذر ايشان شد تا از غفلت خويش به اين عبارت تعبير كردهاند كه « يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا » . اينجا ارباب اشارت چنين گفتهاند كه يعقوب فرزندان را پيش از وقوع واقعه تلقين عذر مىفرمايد ، و به جهت شفقت پدرى عذرشان مىآموزد ، تا در وقت اعتذار تشبث بذيل غفلت نموده ، همان را عذر خود سازند ، نظير اين آنست كه اللّه تعالى با بندگان عاصى جانى همين معامله مىفرمايد و در بازخواست تلقين عذر مىنمايد كه « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ » . اى آدمى ترا به پروردگار كريمت چه چيز مغرور كرد تا چنانچه فرزندان يعقوب را هم غفلت ، عذر ايشان شد ما را نيز هم كرم او عذر خواه ما باشد تا جواب گوييم كه الهى ما را پروردگار كريم مغرور كرد . بيت گر جهان پرگناه ما باشد * كرمت عذر خواه ما باشد از زمين تا به آسمان هر چند * نامهاى سياه ما باشد زان گناهان چه غم بروز شمار * چون محاسب إله ما باشد گرچه گم كردهايم راه نجات * آستانش پناه ما باشد گرچه « 1 » پس ماندهايم آخر كار * فضل او پيشگاه ما باشد
--> ( 1 ) - ح : ورچه .