معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

151

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

آرزوى سورهء بردند كه در وى بيان قصهء فقر « 1 » و حكمت و موعظه بود ، و از امر و - نهى خالى بود و از حضرت رسالت اين طلبيدند و اين قول نيز سمت گذارش يافته . قول ديگر - ابن عباس مىگويد : كه جهودان نزد حضرت رسالت آمدند تا از احوال يوسف از وى خبرى پرسند ، ديدند كه حضرت رسول نشسته است و قصهء يوسف چنان كه درين سوره مبين است مىخواند تعجب نموده گفتند اين قصه ترا از كجا معلوم شد « 2 » ، گفت حضرت پروردگار من مرا تعليم فرمود ، جهودان به نزد اقران خويش آمدند و گفتند كه محمد ( ص ) قصّهء يوسف بعبارة تازه چنان مىخواند كه موافقست به‌آنچه به زبان عبرى در تورية مذكور است ؛ پس به اين تقدير معنى چنان شود كه اين آيات است بر صدق نبوّت تو مر سايلان را يعنى جهودان را . قول ديگر آياتست مر سائلان را يعنى آئينه‌ايست كه در وى جمال عفت از زلّت نمودار است و كدورت خجالت از خيانت « 3 » در وى پديدار ، تا ارباب فلاح سرانجام صلاح دانسته ، زمام تقوى از دست بنگذارند ، و اصحاب فساد وخامت عاقبت حسّاد « 4 » ديده ، راه سداد پيش گيرند . قول ديگر « آياتٌ لِلسَّائِلِينَ » يعنى در وى دلالاتيست دالّ بر الطاف ربّانى جل جلاله بنگاهداشتن دوستان خويش از نافرمانى . قول ديگر « آياتٌ لِلسَّائِلِينَ » يعنى در اين قصه بشارتى است مبنى بر كمال انبساط محبت و اشارتيست مبنى از شدت ارتباط محبّت با محبّ . قول ديگر « آياتٌ لِلسَّائِلِينَ » يعنى درين قصه عبرتست مر شاكران را « 5 » تا دانند كه در نعما شكر كردن موجب بهروزى است ، كه يوسف در بلا صبر كرد ، و هم در نعمت وصال شكر گفت ، يعقوب نيز در محنت فراق صبر كرد ، در نعمت وصال شكر بجا آورد ، لاجرم از بلا رستند و به نعمتهاى ابدى پيوستند .

--> ( 1 ) - د - ح : قصص و حكمت . ( 2 ) - د - ح : گشته . ( 3 ) - د : از جنايت . ( 4 ) - د : جسارت ديده . ( 5 ) - د - الف : مر صابران را تا دانند كه در صبر كردن بلا مستلزم ظفر و پيروزى است .