معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
144
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
ايذاء خلق ايمن باشد و قوت شام و چاشت داشته باشد ، نعمت دربارهء او تمام بود . و نعمت آخرت آنست كه بعد از توبه و انابه در آنوقت قبض روح و مرارت سكرات موت را حكيم ازلى بشهد شهادت ، از كام جان برون برد ، و كدورات ترددات باطله را ، بصيقل يقين صادق از جام ايمان بنده بزدايد ، درّ گرانمايهء توحيد را از قعر لجج بحار وساوس شيطانى و هواجس نفسانى به سفينهء حجج و براهين توفيق ربّانى بساحل نجات آخرت رساند ، نقد ايمان و معرفت را كه سرمايهء روز بازار مغفرتست ازين منازل پرهول ، بقوّت لاحول به سلامت ، بىغرامت به بندرگاه قيامت رساند ، و مبشّران رحمت ، منشور « أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا » خوانان بسر بالين او آيند ، مقربان حضرت جلال احديت « طرّقوا طرّقوا » گويان « 1 » بتجهيز و تكفين او آيند ، ملكالموت بقبض روح او آيد ، جان او را به جانان و اصل يابد ، نكير و منكر از براى سؤال و جواب بقبر او آيند ، در قبر مر او را « 2 » مشكّل يابند ، روايح عنايت از مهبّ فضل بر سحاب « 3 » كرم وزد ، قطرات امطار رحمت ، باريدن گيرد ، سيلاب غفران ، در وادى ايادى روان گردد ، و غساله غفران « 4 » آب مغفرت ، بر جسد بىحسدش فروريزد ، غبار زنگار جناب اجنبيّت ، از آئينه وجودش ، بمصقل شهود بزدايد ، عطر تحيّت در مجمر قربت بر آتش محبّت بنهاده بخور مجلس وى گردانند ، آنگاه او را از غشاوهء « فغشيتهم الرّحمة » لباس كفن ترتيب كنند و عبير راحت بر وى ريزند ، و گلاب مرحمت « 5 » بر وى افشانند ، و بر تخت لحد چون عروسان خوابانده ، خطبهء « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » برخوانند ، اعمال صالحه را در صورت خوبترين ، چون حور عين ، در خلد برين در پيش بالين وى بايستانند روح پرفتوح او را با علا عليّين ، با عراز تمام در صدر بزم انعام بنشانند ، صد هزار
--> ( 1 ) - د : بدون گويان . ( 2 ) - د : بينند مشگل يابند . ح : در قبر او مشگلى بينند . ( 3 ) - ح : بر اصحاب كرم وزد . ( 4 ) - د : غسال عفو . ( 5 ) - راجه .