معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

125

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

شوهر كردى من عزرائيل را بقبض روح شوهرش فرستادم و چون ابو بكر گفت اميد مىدارم به سلامت بازآيد فرمودم كه اى عزرائيل بازگرد كه ابو بكر را نوميد نتوان كرد ، بقول على ( ع ) عزرائيل را فرستادم و بگفت ابو بكر باز خواندم تا نه تعبير على تغيير يابد و نه اميد ابو بكر ضايع ماند . [ مراجعه كردن عمر به حضرت على جهت رفع چند مشكل ] آورده‌اند كه عمر در ايام خلافت خويش به زيارت امير المؤمنين على ( ع ) آمد و گفت اى على مرا سه چيز مشكل افتاده از تو استفسار آن مىكنم تا جواب شافى بشنوم . اول آنكه دو كس با يكديگر دوستى مىكنند و اظهار محبت مىنمايند و هرگز از ايشان به نسبت با يكديگر سابقه احسانى نبوده و همچنين دو كس با يكديگر دشمن‌اند و عداوت مىنمايند و هرگز از ايشان به نسبت به يكديگر بدى نرسيده ، سبب اين چه تواند بود . امير فرمود : كه از حضرت رسول چنين شنيده‌ام كه در روز ميثاق ذريّات آدم را از متن متانت او بيرون گرفتند بعضى پشت به پشت « 1 » و بعضى در مقام مواجهه روى بر روى ، آنها كه رو بر رو بودند در دنيا يكديگر را باز شناختند و با هم علقه محبت استوار كردند و آن طايفهء ديگر چون سبقت معرفتى نداشتند در مقام نكرت بانكار گرفتار گشتند . سؤال دويم اين بود كه كسى سخنى مىشنود و بىتكلف بخاطرش مىماند و سخنى ديگر بخاطرش پوشيده مىگردد سبب اين چيست حضرت امير فرمود كه هم از رسول ( ص ) شنيده‌ام كه فرمود دلها را غاشيه‌هاست ، گاهى از روى دل برمىدارند و گاهى فرومىگذارند ، وقتى كه پوشش از روى دل برداشته باشند هر چه بشنود ياد گيرد و در وقت پوشش آنچه بشنود بر خاطرش پوشيده گردد . سؤال سيّم گفت اى امير مردم خوابها مىبينند گاهى خواب ايشان موافق مىباشد و گاهى مخالف حكمت در اين چيست امير فرمود : كه از حضرت رسالت

--> ( 1 ) - د - الف : بعضى در مقام مواجهه رودررو و بعضى پشتاپشت .