معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

115

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

خواهى مرا به خود اضافه كن و بگوى اى پروردگار من و اگر خواهى خود را به من نسبت بده و بگوى : كه من بنده توام . اشاره ديگر - فرمود « إِنِّي رَأَيْتُ » امام قشيرى رحمة اللّه عليه در احسن - القصص خود آورده‌اند « 1 » كه چون يوسف بلفظ درربار « 2 » از خود خبر باز داد كه من چنين ديده‌ام ، يعقوب عليه السلام نعرهء زد و گفت : اى فرزند هيچ‌كس تكلم به اين كلام نكرد مگر اينكه در محنت افتاد ، يعنى اسناد امر به خود نمودن نزد ارباب معرفت مرضى نيست ، و اصحاب اشارت گفته‌اند كه هر كه چهار كلمه بر زبان راند به هلاكت افتاد اول « انا و نحن و عندى » ولى ملائكة تكلم به كلمهء » نحن نمودند و نحن « نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ » آتش به آن فرستادند تا چندين فرشته سوخته گشتند ، تا در بعضى روايات « 3 » چنين ورود يافته ، كه هفتصد هزار فرشته به آن آتش كه ار كانون غيرت الهى جلّ و علا بر مكمن غيب بظهور آمده بود ، به‌يك‌بار بسوختند . ابليس گفت : « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ » تشبث بذيل « انا » نموده و به انانيّت خود بنازيد ، طاعت هفتصد هزارساله « هَباءً مَنْثُوراً » گشت ، و به لعنت ابدى گرفتار آمد . قارون گفت : « قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي » . بخسف مبتلا شد « فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ » فرعون گفت : « أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ » بغرق و حرق « 4 » گرفتار آمد ، پس عاقل مىبايد كه از اين چهار كلمه احتراز نمايد كه گفته‌اند : شيطان هر روز بر سر بازار آيد كه هر كه گويد من گويد « انت مثلى » . اشاره ديگر - فرمود « رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً » اى درويش ، يوسف

--> ( 1 ) - د - الف : بدون امام قشيرى . ( 2 ) - د : تكلم . ( 3 ) - د : نسخهء اصل از تا در بعضى روايات تا از كانون ندارد . ( 4 ) - ح : خرق .