معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
107
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
واقعه بهغايت اندوهناك گشت ، چون دانست كه برادران تأويل و تعبير خواب وى معلوم دارند و مبادا كه از فرط حسد آسيبى بجسد ميمونش « 1 » رسانند . كشف - « 2 » و از وهب بن منبّه منقولست كه گفت : يوسف هفتساله بود كه اين خواب ديد و چون از اين واقعه مدت پنج سال منقضى شد . چنان كه به حدّ دوازده سالگى رسيد آن خواب ديد كه حضرت ربّ العزّة جلّ و علا از آن در قرآن مجيد بيان فرمود قال اللّه سبحان و تعالى : « إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ » ياد كن اى محمد آنوقت را كه گفت يوسف مر پدر خود يعقوب را : « يا أَبَتِ » اى پدر من « إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً » به درستى و راستى كه من در خواب ديدم يازده ستاره « وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ » و آفتاب و ماهرا ديدم كه مرا سجده مىكردند قوله عزّ و جلّ اذ قال يوسف به دلست از احسن القصص بدل اشتمال . زيرا كه چون وقت قصّه كه معيار قصه است مبين گردد و نيز شايد كه متعلق باشد با ذكر چنانچه در واضح تقرير افتاد . يوسف اسمى است عبرانى به قرينهء آنكه غير منصرف است و به غير از علمية و عجمية در وى سببى ديگر نيست و اگر عربى بودى منصرف بودى « 3 » . كشف - ابن عامر يا ابت بفتح « تا » خوانده است در جميع قرآن و وجه او آنست كه در اصل يا « ابتاه » بوده بر سبيل ندبه « الف و ها را » حذف كردهاند و بتاء مفتوح قطع كردهاند و باقى قرّاء به كسر تا مىخوانند و وجه آن آنست كه اصل وى يا « ابى » بوده است تا را عوض از يا آوردهاند و اين « تا » تاء تانيث است به قرينه آنكه در وقف « ها » مىشود و « تاء » تانيث بمذكر نيز ملحق مىگردد چنانچه ، حمامة ، و شاة و جز آن و كسرهء ( تا ) كسرهء ما قبل ياست كه بر وى طارى گشته « إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً » . كشف - رؤيت اينجا بمعنى رؤيا است يعنى در خواب ديدم و قرينه بر اينكه
--> ( 1 ) - د - ح : همايونش . ( 2 ) - د : در نسخهء اصل بدون كشف . ( 3 ) - د - ا : از يوسف اسمى است عربى تا منصرف بودى ندارد .