معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
98
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بيت گفتم كه جام صافى عيشى كنم نوش * پى درد ، درد ساقى دهرم نمىدهد يك قطره چاشنى مرا دم نمىرسد * تا صد هزار ساغر زهرم نمىدهد يعقوب از براى ارضاع بنيامين قابلهء تعيين نمود ، و جهت تربيت يوسف خاله او را لياى « 1 » بنت ليّان بن لوط را مقرر فرمود ، ليا در مراعات خاطر يوسف هيچ دقيقهء نامرعى نمىگذاشت « 2 » ، و بعد از آنكه « 3 » يعقوب شفقت وى به نسبت به فرزند ارجمند مشاهده فرمود ، او را به تعهده مرافقت و علقهء مناكحت خود مخصوص گردانيد و او نيز چون اختصاص خود به حضرت يعقوب عليه السلام روز بروز در ترقى مىديد در شفقت و تربيت ميفزود تا به مرتبهء كه در غايت « 4 » شايستگى بر مادر اصلى مبادرت جستى و در شفقت مسابقت نمودى ، تا بمرور ايّام و مضىّ شهور و اعوام ، فرزندى حكيمى ، رشيدى ، عليمى ، حميدى گشت ، نور ظاهر و باطن از جبين او ساطع ، و كوكب سعادت دنيا و عقبى از افق پيشانى او طالع . جنتى كه بر آفتاب رخشان كه سلطان چهار بالش افلاكست تفوّق « 5 » جستى و نضارتى بر گلبرگ بوستان « 6 » كه عروس منصهء فيروزه بوستانست تفضل جستى ، ادراك بشر از فهم جمال ، و درك كمال او عاجز مىبودى « 7 » و قوت متخيّله آدمى از ضبط لطف صورت و حسن سيرت او ضعيف و مضطر گشتى در آثار آوردهاند كه . روزى يعقوب عليه السلام يوسف را برداشته بود و از غايت محبت و كمال شفقت وى را مىستود گاهى ماه رخسارش را به عقيق آبدار خود مىسود « 8 » و گاهى
--> ( 1 ) - د - ح : اليا . ( 2 ) - د : نگذاشت . ( 3 ) - د - ح - ا : و بعد مادة شفقت وى نسبت به فرزند اجل مشاهده فرمود او را بعهد مرافقت . ( 4 ) - د : رعايت شايستى . ( 5 ) - د : نمودى . ( 6 ) - د - ح : گلستان . ( 7 ) - د : بود . ( 8 ) - د : مىستود .