معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

92

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

« حاصل بعد الليالى « 1 » » كه حضرت يعقوب عليه السلام دانهء تناسل در زمين توكل افكند و ديده انتظار بر سحاب افضال نهاد ، تا از آسمان ربوبيّت اين دانهء بذر را تربيت پذيرد ، و آن درّ يگانه را در « 2 » زمين پاك طينت بر چه هيئت مىروياند . القصه چون قطرهء نطفه در قاروره رحم قرار گرفت و در آن خلوتخانه اربعينى برآورد ، مربيان عالم غيب ، كه از آن تعبير بملك الارحام كنند ، آن نطفه را بمنازل مىگذرانيدند ، اولش حله حمرائى در پوشانيدند و بر تخت علقگى به پادشاهى نشاندند ، آنگاه به دندانهاى تربيت ، تركيب وجود او را خائيده ، بر مثال علقه ، از علقگى به مضغگى آوردند . اعضاء و اجزاء مركب و مرتب ساختند از عظام و غضاريف و اوتار آورده و شرائين و اتصال بعضى به بعضى ، و انفصال جزوى از جزوى ، چنان كه مقتضاى حكمت حكيم على الاطلاق است بتقديم رسانيدند . تا قابليت روح پيدا كرد و بروح قدسى مشرف گشته ، در اثناى اين به حضرت يعقوب عليه السلام در واقعه چنين نمودند ، كه نورى عظيم در غايت روشنى از جبين مبارك يعقوب عليه السلام ظاهر گشته و سواطع آن نور به مرتبهء مشتعل شد كه مطالع همه انوار را احاطه نموده تا به حدى كه ثلثان اين بسيط هامون بنور وى منوّر گشته ، على الصباح كه براق برّاق آفتاب ، بام رواق آفاق را زراندود كرد ، و فرّاشان قدرت ، مشعلهء مشغلهء غوغاى خلايق برافروختند و عطاران حكمت ، كافور بهجت در هاون هوا به دستهء ضياء كوفته و در طبق عالم والاى عطرپالاى نعم پخته ، منتشر گردانيدند ، يعقوب تعبير واقعه حواله ملك علام « 3 » جلّ و علا نمود ، هاتفان غيبى ، از وراى استار لا ريبى ، در فضاى هواى جان يعقوبى ندا « 4 » در دادند ، كه ترا فرزندى در رحم متعلق گشته كه ثلثان حسن عالميان با وى همراه باشد . يعقوب عليه السلام را نه ماه ديده بر راه بود تا آنگاه كه وقت وضع حمل آمد يوسف عليه السلام بر مثال قطعهء نور مجسم از

--> ( 1 ) - د - ح : بعد اللتيا و التى . ( 2 ) - د : ربوبيت مدار تربيت اين دانهء يگانه را در اين زمين . ( 3 ) - د : علام الغيوب نمود . ( 4 ) - د - ح : بدون ندا .