الملا فتح الله الكاشاني
18
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الذَّارِياتِ سوگند بپراكنده كننده يعنى به بادهائى كه پراكنده سازندهء ابرند يا خاك يا غير آن يا بملائكه كه پراكنده كننده ابرند يا بزنانى كه بسبب كثرة ولادت پراكنندهء اولادند ذَرْواً پراكنده كردنى . فَالْحامِلاتِ پس ببردارندگان با برهائى كه بردارندهاند وِقْراً بار گران را كه باران است يا بملائكه كه حامل ابر گرانند يا بزنانيكه حامل جنيناند . فَالْجارِياتِ پس بروندگان يعنى بكشتىهائيكه جاريند در دريا يا بكواكب سبعه سياره كه آن شمش و قمر و مشترى و مريخ و زحل و زهره و عطارد است و هر يك در منازل خود سير ميكنند يا ببادهائيكه از مهب خود جارى ميشوند يُسْراً جارى به آسانى . فَالْمُقَسِّماتِ پس بقسمت كنندگان يعنى بفرشتگان كه تقسيم كنندهاند أَمْراً كارى را كه نام زد ايشانست و مراد امور امطار و ارزاق و آجالست كه بامر حق تعالى نامزد ايشانست و برواية مجاهد چهار فرشته مقربند كه متولى تقسيم امر عبادند جبرئيل بغلظت و ميكائيل برحمت و عزرائيل بقبض ارواح و اسرافيل بنفخ صور طبرسى از ابن عباس و مجاهد نقل كرده كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام بر منبر كوفه خطبه ميخواند در اثناى كلام فرمود كه بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد كه علم از ميان هر دو پهلوى من ريزان مىشود ابن كواء برخاست و گفت يا امير المؤمنين از تو چند چيز سؤال ميكنم گفت خبر ده مرا از ذاريات فرمود آن بادهاست گفت حاملات چيست فرمود ابرها گفت جاريات فرمود كشتيهاست گفت مقسمات فرمود فرشتگان و اين نقل در كشاف مذكور است از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه جايز نيست هيچكس را كه سوگند خورد الا باسم او سبحانه و او سبحانه سوگند ياد مىكند به آنچه آفريده از صنايع بديعه و بدايع عجيبه پس حق تعالى به اين امور غريبه كه مستلزم منافع عبادند و متضمن دلالت بر وحدانيت و علم و قدرت قسم ياد مىكند بر اينكه . إِنَّما تُوعَدُونَ جز اين نيست كه آنچه وعده داده مىشود از حشر و نشر و ثواب و عقاب و غير آن از احوال معاد لَصادِقٌ هر آينه راستست و درست و در آن اصلا خلافى نيست . وَ إِنَّ الدِّينَ و بدرستى كه جزا در روز حساب لَواقِعٌ هر آينه حاصل است يعنى البته وقوع مييابد . وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ و سوگند به آسمان كه خداوند راههاى نيكوست مثل طرقى كه بر روى ريك يا آب سانح ميشوند نزد خوردن باد بر او مانند طرايق حلقههاى زره چه در رواية واقع شده كه آسمان به همين طريق مخلوق گشته و از حسن منقولست كه مراد بحبك آسمان نجوم است يعنى كه با حسن و زينت مالا كلام است بجهة كثرة ستارگان بر او كه مزين اويند مانند طريق الوان مختلفه كه مزين جسماند - از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند كه حبك چيست فرمود