الملا فتح الله الكاشاني

71

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

اتباع او فَكانُوا پس بودند هُمُ الْغالِبِينَ ايشان غلبه كنندگان بر دشمنان بعد از آنكه مغلوب و منكوب بودند . وَ آتَيْناهُمَا و عطا فرموديم بموسى و هرون الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ كتابى در غايت هويدا و روشن يعنى تورية كه مشتمل بود بر احكام شريعت و طريقة . وَ هَدَيْناهُمَا و راه نموديم هر دو را الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ به راه راست يعنى حق كه راه بهشت است . وَ تَرَكْنا عَلَيْهِما و باقى گذاشتيم بر هر دو ثناى نيكو فِي الْآخِرِينَ در ميان امتان بازپسين يعنى امة محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه هميشه بذكر ايشان مشغولند بازگذاشتيم بر موسى و هرون در ميان امت پيغمبر آخر الزمان اينكه ميگويند . سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ سلام بسيار بر موسى و هرونست . إِنَّا كَذلِكَ بدرستى كه ما همچنانكه تعظيم ايشان نموديم نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ پاداش ميدهيم نيكوكاران را به ثواب جميل بر وجه تكريم . إِنَّهُما بدرستى موسى و هرون مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ از بندگان گرويدهء ما اند و تصديق كنندگان بجميع اوامر و نواهى و عمل كنندگان بر وفق آن و چونكه الياس بنابر مشهور سبط هرون بود از اينجهة حكايت او را در عقب ذكر موسى و هرون ايراد نموده و فرموده . وَ إِنَّ إِلْياسَ و بدرستى كه الياس بن ياسين بن ميشاء بن فتحاص الغرار بن هرون كه ابن عم اليسع است لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ از جمله فرستادگانست بدعوت نمودن و مردمان را به راه حق خواندن . إِذْ قالَ ياد كن چون گفت لِقَوْمِهِ مر گروه خود را بر طريق انكار أَ لا تَتَّقُونَ آيا نميترسيد از عذاب الهى ارباب تواريخ گفته‌اند كه چون حزقيل كه از خلفاى موسى بود وفات كرد فتنه‌هاى عظيم در ميان بنى اسرائيل پيدا شد و ايشان عهدها شكستند و تورية را باز پس انداختند و در آن زمان پادشاهى بود نام او اوجب در اول مسلمان بود و در آخر باغواى زن خود كه ازبيل نام داشت دين خود را گذاشته بت پرست شد و رعايا اتفاق با او كرده از دين خود برگشتند و بپرستيدن بعل مشغول شدند و آن بتى بود از طلا و بيست گز بلندى او بود و چهار روى داشت مجوف بود و چهار صد خادم بخدمتكارى او مشغول بودند و ايشان آن بت را خدا ميدانستند و خادمان او را پيغمبران و چونكه اين بت از شهر بك بود كه از بلاد شام است از اينجهت آنشهر باسم بعلبك مشهور شد القصه شيطان بيامدى و در شكم او رفتى و ايشان را بپرستيدن او تحريص نمودى و بكلمات مضله بايشان سخن كردى و پادشاه هرگاه به جائى رفتى زن او به شكل مردان برآمدى و بجاى شوهر نشستى و حكم كردى و اين زن هفت شوهر را بتلبيس كشته بود و هفتاد