الملا فتح الله الكاشاني

7

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

أَرْسَلَ الرِّياحَ فرستاد بادها يعنى شمال و جنوب و دبور را فَتُثِيرُ پس بر مىانگيختند آن بادها سَحاباً ابر را فَسُقْناهُ پس برانديم ابر را إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ بسوى زمين مرده و افسرده فَأَحْيَيْنا پس زنده كرديم بِهِ بآبى كه از آن ابر نازلشد الْأَرْضَ زمين را بَعْدَ مَوْتِها پس از پژمردگى و افسردگى آن كَذلِكَ مانند زنده گردانيدن اموات ارض است النُّشُورُ برانگيختن اموات از قبر در صحت مقدمه يعنى هر دو يكسانند نزد قدرت كامله و در كيفيت احياء پس همچنانكه ارسال آب مىكند از ابر و به آن زمين حيات مييابد همچنين انزال آب مىكند از تحت عرش كه مشابه منى است و به آن اجساد خلق نابت شود و زنده گردد خلاصهء معنى آنست كه اگر كسى را در زنده گردانيدن مردگان شك و شبهه است گو در اينحال نظر كن چه زنده گردانيدن مردگان و زنده شدن ايشان همچو احيا و حياة زمين است از آب باران همچنانكه منكر آن نيستند منكر اين نيز مباشيد به جهت عدم فرق ميان آنها نزد قدرت كامله . مَنْ كانَ يُرِيدُ هر كه باشد كه براى خود خواهد الْعِزَّةَ ارجمندى و شرف و بزرگوارى را طلب عزة از پرستش خدا كن فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً پس مر خدايراست همهء عزتها و بعزت او رسول و مؤمنان متعزز و متوقرند چه عزة در اطاعت اوست و مذلت در مخالفت امر او قرار گرفته كه معنى آنست كه هر كه ارادهء آن دارد كه عالم شود كه مر كراست عزة كه آن قدرتست بر قهر و غلبه بگو همهء آن مر خدايراست انس بن مالك از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه پروردگار عالم هر روز ميگويد كه من عزيز و و ارجمندم پس هر كه ارادهء عزت دنيا و آخرت دارد بايد كه فرمان بردارى عزيز كند و چون كفار متعزز ميشوند باصنام كما قال اللّه الذين اتخذوا من دون اللّه الهة ليكونوا لهم عزا و منافقان كه السنهء ايشان موافق قلوب ايشان نبود متعزز بمشركان ميشدند كما قال الذين اتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ايتبغون عندهم العزة حق تعالى در اين آيه رد تعزز ايشان نمود و فرمود عزة مخصوص به خدا پس هر كه ارادهء عزت دارد بايد كه اطاعة او نمايد تا او را عزيز دنيا و آخرة گرداند نه طاعت غير او كما قال اللّه و للّه العزة و لرسوله و للمؤمنين بعد از آن بيان چيزى مىكند كه بسبب عزت حاصل مىشود كه آن ايمانست و عمل صالح و ميفرمايد كه إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ بسوى او بالا ميرود سخن پاك يعنى بمعرض قبول الهى ميرسد و يا مراد صعود صحايف است كه كلمات طيبه در آن مكتوب است و ملئكه آن را به آسمان مىبرند كه محل صدور حكم الهيست پس حقيقت معنى آنست كه بسوى رضاى او ميرسد يا به محل قبول او كلمات طيبه و يا كرام الكاتبين