الملا فتح الله الكاشاني

69

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

را از براى ابراهيم بكشته حساب ميكنم و ناخواسته از براى اسمعيل فدا ميفرستم ايجبرئيل برو و اين فدا ببر و ابراهيم را بگو كه خواب خود راست كردى و شرط فرمان بردارى بجاى آوردى ابراهيم متحير ايستاده بود كه جبرئيل در رسيد و گوسفندى را از بهشت بياورد چنان كه فرمود كه . وَ فَدَيْناهُ و فدا كرديم اسمعيل را بِذِبْحٍ به آنچه آن را ذبح كنند عَظِيمٍ بزرگ جثه يا بزرگ مرتبه و منزله چه مرسل آن ملك جليل و رسول جبرئيل و مرسل اليه ابراهيم خليل و گويند كه عظم آن به جهت آن بود كه چهل سال در بهشت چرا كرده بود و يا بسبب آنكه گوسفندى بود كه هابيل در راه خدا قربان كرده از امام محمد باقر عليه السلام مرويست كه آن گوسفند سياه و سفيد بود و شاخ دار و از آسمان در كوهى كه در جانب مسجد منى است فرود آمد برابر جمرهء وسطى و فربهى او بر وجهى بود كه در سايه خود ميرفت و نظر ميكرد در سايهء خود و در سايهء خود ميخسبيد و ميچريد حاصل كه جبرئيل آن را از نزد ملك جليل آورد و گفت ايخليل بزرگوار و اى صاحب ثابت قدم وفادار حضرت عزت ترا سلام مىرساند و ميگويد براى خلت بىعلت قربانى فرزند ارجمند گواه گذرانيدى رسن از دست و پاى فرزند دلبند بازگشاى و بدست و پاى اين گوسفند بند و آن را قربان كن ابراهيم دست فرزند بگشاد و پاى گوسفند به بست و گفت ايفرزند دلبند ارجمند جبرئيل سلام ملك جليل به تو آورده ميگويد كه دوست ميفرمايد كه اى اسمعيل بتيغ بلا صبر كردى و رسم تسليم و اطاعت بجاى آوردى دست بدعا بردار و هر چه مراد تست بر زبان آر تا صله عطا در دامن دعاى تو نهم اسمعيل دست بدعا برداشت و به نياز تمام گفت بار خدايا هر كرا از امت پيغمبر آخر الزمان كه در حال رفتن تيغ زبان او بر شهادت توحيد تو روان باشد گناه او را به من بخش جواب آمد كه اى اسمعيل و اى پسنديدهء ملك جليل و اى نور ديدهء خليل مرادت بر آوردم امت پيغمبر آخر الزمان و گناهكاران را به تو بخشيديم چون شدى از جان و دل قربان ما سر نپيچيدى تو از فرمان ما شد دعاهاى تو در دم مستجاب امتان را از تو باشد فتح باب و در عيون الرضا از امام على بن موسى الرضا منقولستكه چون حق سبحانه و تعالى گوسفند براى فداى اسمعيل فرستاد و ابراهيم آن را ذبح كرد بخواطر مبارك خطور كرد كه اگر بدست خود فرزند خود را قربان كردمى عجب ثواب عظيمى يافتمى حق سبحانه به او وحى فرستاد كه ايخليل از جملهء خلقان كرا دوست‌تر ميدارى ابراهيم عليه السلام گفت محمد را كه حبيب وصفى تست خطاب آمد كه فرزندان او را دوست‌تر ميدارى يا فرزندان خود را ابراهيم گفت فرزندان امجاد او را حق تعالى