الملا فتح الله الكاشاني
62
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ پس برگشتند و از او بهزيمة رفتند بجهة ترس آنكه بيمارى او بر ايشان سرايت نكند مُدْبِرِينَ در حالتى كه روى گردندگان بودند يعنى او را تنها گذاشته روى بصحرا نهادند و چون بعيدگاه خود رفتند ابراهيم عليه السلام متوجه بتخانه شد . فَراغَ پس بخفيهء ايشان ميل كرد إِلى آلِهَتِهِمْ بسوى خدايان ايشان يعنى بتان كه بزعم ايشان خدايان بودند چون به بتخانه درآمد بتان را ديد كه بانواع زينت آراسته و اطعمه متلون نزد ايشان نهاده فَقالَ پس بر سبيل استهزاء و سرزنش پرستندگان ايشان را گفت أَ لا تَأْكُلُونَ آيا نميخوريد اين اطعمهء لذيذه را و چون جوابى از ايشان نشنيد ديگر باره از روى تهكم گفت . ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ چيست شما را كه سخن نميگوئيد و مرا جواب نميدهيد در اينكلام تنبيه نموده بر آن كه اصنام چون جمادند و و نميخورند و سخن نميكنند پس اخس اشيا باشند و به هيچ وجه صلاحيت عبادت نداشته باشند بعد از آن تبر برداشت . فَراغَ پس به پنهانى ميل كرد عَلَيْهِمْ بر سر بتان و بزد بر ايشان ضَرْباً بِالْيَمِينِ زدنى بدست راست كه قوت او بيشتر بود از دست چپ و آن بتان هفتاد بودند همه را درهم شكست و پاره پاره كرد مگر بت بزرگ كه از زر ساخته بودند و ياقوت در چشمش نشانده بعد از آن تبر بر دوش او نهاد و چون قوم او از عيدگاه مراجعت نمودند و به بتخانه درآمدند آن صورت را مشاهده كردند و گفتند اين فعل كه باشد بعضى از ايشان گفتند كه اين كار ابراهيم است كه هميشه مذمت خدايان ما مىكند . فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ پس روى آوردند بسوى او يَزِفُّونَ در حالتى كه شتاب ميكردند و ميدويدند تا او را برگرفته نزد نمرود بردند بعد از مباحثه و مجادله بسيار بر وجهى كه در سورة الانبيا گذشت . قالَ گفت ابراهيم أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ آيا ميپرستيد آن چيزيرا كه ميتراشيد بدست خود از سنگ و چوب و غير آن يعنى چگونه صحيح باشد نزد عقل كه شخصى معمول خود را پرستش نمايد بجهة پس زيادتى انكار فرموده كه . وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ و خداى آفريده است شما را وَ ما تَعْمَلُونَ و اصل جواهر آنچه مىكنيد بدستهاى خود كه آن اصل چوب و سنگ است و شما ميدانيد كه همه مخلوق خداى تعالىاند . قالُوا گفتند مر فعلهء خود را ابْنُوا لَهُ بنا كنيد براى سوختن ابراهيم بُنْياناً بنائى از هيزم پر ساخته و آتش در آن زنيد از اطراف و جوانب فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ پس بيفكنيد او را در آتش سوزان پس ايشان بنائى ساختند كه طول آن سى گز و عرض او بيست گز بود و پر از هيزم كردند و آتش در آن زدند . فَأَرادُوا بِهِ پس