الملا فتح الله الكاشاني
46
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
كرد و در روايت آمده كه فرداى قيامت بتان را پيش دارند و بت پرستان را در پس چنان كه لشگر در پس و پادشاه در پيش و همه را باينوجه بدوزخ برند و چون حال ايشان به اين نوع خواهد بود . فَلا يَحْزُنْكَ پس بايد كه غمگين نسازد ترا قَوْلُهُمْ سخن ايشان كه نسبت بمعبود حقيقى خود ميگويند از اولاد و شركا و يا در بارهء تو از نسبت سحر و كهانة و شعر إِنَّا نَعْلَمُ بدرستى كه ما ميدانيم ما يُسِرُّونَ آنچه پنهان ميكنند از حقد و بغض نسبت بمؤمنان وَ ما يُعْلِنُونَ و آنچه آشكارا ميكنند از كلمات كفر و عصيان و ما ايشان را بدان جزا و سزا خواهيم داد آوردهاند كه ابو جهل يا عاص بن وائل سهمى يا وليد بن مغيرة و بروايت مجاهد و قتادة از امام جعفر صادق عليه السلام كه ابى بن خلف بمجلس حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درآمد و در آن مجلس بعضى از صناديد قريش حاضر بودند استخوان پوسيدهء را بدست ماليد تا خرد شد و بر باد داد و گفت كيست كه اين اجزاى متفرقه را جمع كرده زنده خواهد ساخت آن حضرت فرمود كه آفريدگار من اين اجزاء متفرقه را در قيامت جمع كرده ديگر باره زنده خواهد ساخت و ترا زنده كرده بدوزخ خواهد برد در اثناى اين حال آيه آمد كه . أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ آيا نديد و ندانست آدمى يعنى ابى بن خلف أَنَّا خَلَقْناهُ آنكه ما آفريديم او را مِنْ نُطْفَةٍ از آب منى به اين وجه كه آن را علقه ساختيم و از علقه بمضغه رسانيديم و استخوان در آن رويانيديم و مرتبه مرتبه مستعد صورت انسانى گردانيده و روح در آن دميديم بعد از آن در شكم مادر تربيت داده بيرون آورديم و در طفوليت بتدريج پرورش داديم و چون او را به حد عقل رسانيديم و سخنگوى گردانيديم فَإِذا هُوَ پس آنگاه او در باب بعث خَصِيمٌ مُبِينٌ جدل كننده است هويدا يا آنكه اگر در اين باب تاملى مىكند ميداند كسى كه قادر باشد بر آفريدن بر وجه مذكور البته قادر خواهد بود بر اعاده بلكه اعاده نزد او سهلتر از آفريدن خواهد بود در اول بارواتى بجهة عناد و مكابره منكر اينمعنى شد و با حبيب ما در امر بعث مجادله آغاز كرد . وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا و بزد براى ما مثلى كه آن خورد كردن استخوان پوسيده است و بر باد دادن و به آن نفى قدرت ما كردن بر احياى موتى و تعجب نمودن به كسى كه قادر بر بعث است در روز جزا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ و فراموش كرد يعنى نظر نكرد در آفريدن ما او را از روى عناد و ستيزگى قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ گفت كيست كه زنده كند استخوان را يعنى او را به حالت اولى رد كند وَ هِيَ رَمِيمٌ و حال آنكه پوسيده است و ريزيده و