الملا فتح الله الكاشاني

44

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

را بر اسلوبى غريب و منظومى عجيب ديدند گفتند محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شاعر است حق تعالى رد قول ايشان كرده آيهء فرستاد كه . وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ و نياموختيم ما شما را شاعرى يعنى شعر را به او نداديم و او را از آن برى و بيزار ساختيم وَ ما يَنْبَغِي لَهُ و نشايد و نسزد مر او را شعر گفتن و نظم قرآن دلالت نميكند بر شاعرى زيرا كه شعر كلام موزونست و قرآن نه بر اين طريق و قانون است چه در آثار آمده كه هرگاه آن حضرت بيتى بر تمثيل ادا فرمودى بر وجهى كه از طريق وزن منحرف بودى بر زبان مباركش جارى شدى گفتند يا رسول اللّه وزن چنين نيست فرمود شعر خواندن كار من نيست و من شاعر نيستم و از كلمات آن حضرت آنچه موزون وارد شده مانند انا النبى لا كذب انا بن عبد المطلب اتفاقى بوده و بىقصد از او صادر شده و حكمت در اينباب آنست كه تا شبههء بدل مردمان نرسد تا آنكه قدرت او بر نظم قرآن و فصاحت آن از قوت فطانتى است در شاعرى از امير المؤمنين على عليه السلام مرويستكه دشمن‌ترين كلامى نزد حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شعر بود و نيز آن حضرت فرمود كه اگر شكم شما پر از چرك و ريم باشد دوستتر دارم از آنكه پر از شعر باشد و بدانكه اشعارى كه از آن حضرت متنفر ميشد شعرهائى بود كه هجو مسلمانان و سخنان باطل و بيهوده بود اما اشعارى كه مشتمل بر نصيحت و موعظه و منقبت ميبود بسيار دوست داشتى و مردمان را بر آن تحريص ميكردى و در بارهء حسان بن ثابت كه مداح اهل بيت بود فرمود كه هميشه اى حسان تاييد و قوت خواهى يافت بروح قدسى كه جبرئيل است و ساير مقربان درگاه ملك جليل مادام كه يارى ما خواهى داد در مدح و منقبت و بيان فضايل اهل البيت و مدح گسترى حضرت عزة عز شانه و نصيحة و موعظه چه قرآن بر همين مضمون وارد شده چنان كه فرموده إِنْ هُوَ نيست آنچه فرستاديم ما به او إِلَّا ذِكْرٌ مگر ياد كردن موعظه و ارشاد وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ و كتابى روشن كه بر وجه سهولت اخذ معنى از آن توانگر و آن را از عالم بالا فرو فرستاديم . لِيُنْذِرَ تا بيم كند يا محمد به آن بترساند مَنْ كانَ حَيًّا هر كرا باشد زنده يعنى كسى را كه مؤمن باشد زيرا كه حيات ابدى بايمانست و كافر حكم مرده دارد و تامل و تفكر نكردن در آيات ظاهره بلكه كمتر از آن زيرا كه مرده اگرچه منتفع نمى شود اما متضرر نميگردد بخلاف كافر كه بدين خود نفع نميگيرد و متضرر مىشود و از امير المؤمنين عليه السلام مرويستكه مراد از حياة عقل است يعنى فرستاده شده تا بيم كنند كسى را كه عاقل باشد و بفهم آن رسد نه غافل جاهل چه آن در حكم مرده است وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ و تا واقع شود كلمهء عذاب عَلَى الْكافِرِينَ بر ناگرويدگان كه قبول آن نكنند و به آن منتفع نشوند و چون كفار بدلايل مذكوره