الملا فتح الله الكاشاني

39

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ باميد آنكه بر شما رحم كنند و از سر شما درگذرند ايشان از سخن مؤمنان اعراض كنند و عناد و مكابره را بيشتر كنند . وَ ما تَأْتِيهِمْ و نيايد بدايشان مِنْ آيَةٍ هيچ نشانهء مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ از نشانهاى پروردگار ايشان كه قرآنست و ساير معجزات إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ مگر كه بودند از آن يعنى از نظر كردن به آن روى گردندگان آورده‌اند كه فقراى صحابه مشركان قريش و زنديقان عرب را گفتند كه آنچه زعم شماست كه از مال خداست بما اطعام كنيد ايشان گفتند خدا به اعتقاد شما اگر قدرت دارد بر طعام دادن بر بندگان پس بايستى كه شما را طعام دهد و چون او طعام بشما نداد پس ما نيز بشما طعام ندهيم چه خدا شما را از آن محروم ساخته پس ارادهء خدا آنست كه شما هميشه محروم باشيد و ما خلاف ارادهء او نميكنيم و بشما چيزى نميدهيم آيه آمد كه . وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ و چون گويند مشركان را أَنْفِقُوا نفقه كنيد درويشان و محتاجان را مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ از آنچه روزى گردانيده است خداى شما را از اموال دنيوى قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا گويند آنان كه نگرويدند لِلَّذِينَ آمَنُوا مر آنانرا كه گرويده‌اند أَ نُطْعِمُ آيا طعام دهيم مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ آن را كه اگر خداى خواستى أَطْعَمَهُ طعام دادى او را إِنْ أَنْتُمْ نيستيد شما اى مؤمنان إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ مگر در گمراهى هويدا كه ما را بمخالفة ارادهء او ميفرمايد شبههء نيست كه در اينكه سخن كفار عين خطاست زيرا كه خداى بعضى را توانگر ساخته و برخى را درويش گذاشته به جهت امتحان و رسيدن به ثواب آن جهان حكم فرموده كه اغنياء از مال خدا فقراء را محفوظ گردانند پس ارادهء خدايرا بهانه ساختن و امر الهى را كه بانفاق فرمود واگذاشتن غلط محض و محض غلط است و هرگاه كه تهديد اينكافران خطاكار و مشركان كج رفتار ميكردند زبان باستهزاى پيغمبر و مؤمنان ميگشودند . وَ يَقُولُونَ و ميگفتند كه مَتى كى خواهد بود هذَا الْوَعْدُ اين وعدهء شما كه قيام قيامتست و وقت عقوبت إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راست گويان پس حق تعالى در جواب ايشان فرمود كه . ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً انتظار نميكشند آن منكران بعث مگر يك فرياد تَأْخُذُهُمْ كه بگيرد ايشانرا مراد نفخهء صعقه است كه بعد از آنكه چهل روز از نفخة و فزعه برآمده باشد دريابد ايشانرا وَ هُمْ و حال آنكه ايشان در آن وقت يَخِصِّمُونَ خصومت و جدال كنند در سودا و معامله و بازار يعنى در مهم سازى دنيا باشند