الملا فتح الله الكاشاني

348

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

است از زنا زيرا كه حق تعالى مرد زانى را بعد از توبه آمرزد و غيبت كننده را نمىآمرزد تا كه مغتاب او را حلال كند و در مصابيح القلوب مذكور است كه يكى از صلحاى امت گويد كه روزى بفلان گورستان نشسته بودم مردى جوان بسرعت تمام بر ما بگذشت گفتم اين و امثال اين و بال مسلمانانند و مشوش خاطر ايشان چون شب درآمد در واقعه ديدم كه آنمرد را بر جنازهء خوابانيده نزد من آوردند و كاردى به من دادند و گفتند بخور گوشت اين را گفتم سبحان اللّه من چندين سال استكه حيوانى نخورده‌ام گوشت مرده را چگونه خورم گفتند نه غيبت او كردى پس چرا گوشت او را نخورى گفتم از آن توبه كردم و مدت يك سال بگورستان تردد كردم شايد او را به‌بينم و از او حلالى خواهم بعد از يك سال او را ديدم قبل از آنكه سخن كنم گفت توبه كردى گفتم آرى گفت برو كه ترا بحل كردم مرويستكه چون ماعز را به جهت اقرار بزنا سنگسار كردند حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از يكى شنيد كه به ديگرى ميگفت كه ماعز خود را رسوا كرد كه گواهى زنا در حق خود داد تا او را چون سنگسار كردند حضرت پيغمبر هيچ نگفت پس از عقب آنحضرت آمدند تا بخرابه رسيدند خرى مرده آنجا افتاده بود رسول فرمود بايشان كه اين خر را بخوريد گفتند يا رسول اللّه چگونه گوشت ميت خوريم فرمود نه شما غيبت ماعز را كرديد كه از خوردن گوشت ميت بدتر است نميدانيد كه او در جويهاى بهشت ميچرد انس از آنحضرت روايت كرده كه فرمود در شب معراج مرا در آسمان بردند جماعتى ديدم كه ناخن و چنگال ايشان از مس و روى بود و به آن روى خود ميتراشيدند گفتم اينها كيستند گفتند آنانند كه در دنيا گوشت برادران خود ميخوردند و غيبت ميكردند و عرض ايشان ميبردند و مستمع نيز مثل غيبت كننده است همچنانكه امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه السامع للغيبة احد المتغابين شنونده غيبت يكى از دو غيبت كننده است از ميمون بن شاه كه از جمله تابعين است نقل كرده‌اند كه گفت شبى در خواب بودم شخصى جيفهء زنجى نزد من آورد گفت بخور گفتم مرده را چون بخورم گفت به جهت آنكه غيبت فلان ميكردى گفتم به خدا كه نام فلان بخير و شر نبردم گفت نه استماع غيبت آن ميكردى و به آن راضى بودى ميمون بعد از آن واقعه هيچكس را نگذاشت كه در حضور او غيبت كسى كند تا وفات كرد در خبر است كه عيسى عليه السلام اصحاب خود را گفت كه اگر باد در جامهء شما آيد و آن باد آن جامه را از عورت شما بردارد چه خواهيد كرد گفتند آن را خواهيم پوشيد گفت نه چنين است بلكه شما از آن جماعتيد كه آن جامه را بالاتر بريد اين كنايتست از آنكه كسى كه غيبت كسى كند منع او نكنند بلكه مدد او كنند و غيبت منحصر نيست در قول و قول مقصود نيست در صريح بلكه كنايهء بدست و سر و چشم و غير آن نيز از قسم غيبت است گاهى كه مفيد عيب باشد