الملا فتح الله الكاشاني
329
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
بما آيد ما او را بايشان رد مىكنيم پس اگر علم الهى بايمان ايشان متعلق است او را بيرون خواهد كرد و از مضيق زندان اهل كفر نجات خواهد داد و نيز در آن درج كردند كه هر كه خواهد فى الحال به عقد و عهد محمد ( ص ) درآيد و هر كه خواهد به عقد و عهد ايشان رود فى الحال بنو خزاعه برخاستند و گفتند ما در عهد محمديم و بنو بكر برخاستند و گفتند ما در عهد قريشيم پيغمبر فرمود پس بگذاريد ما بطواف خانهء خدا رويم سهيل گفت امسال زيارت را موقوف كنيد و با ما در مكه در نياييد و در سال آينده ما سه روز از مكه بيرون رويم و شما بىصلاح در مكه آييد و اين زمان با سلاح هدى كنيد تا آنجا كه شما را بازداريم آنجا ذبح كنيد و بازگرديد رسول فرمود هدى را برانيد اصحاب هدى را راندند و ايشان در ميان راه هدى بازداشتند و در اثناى اينحال جندل بن سهيل بن عمرو از پائين از مكه بيامد و خود را ميان مسلمانان انداخت پدرش چون چنين ديد گفت ايمحمد اين اول آنچيزيست كه با يكديگر مصالحه نموديم كه رد كنى آن را رسول فرمود من به اين شرط راضى نيستم سهيل گفت به خدا كه من با تو به هيچ چيز صلح نكنم رسول گفت پس او را امان بده سهيل گفت امان نميدهم رسول باز مبالغه نمود سهل راضى نشد پس مكرز گفت او را امان داديم جندل گفت ايمسلمانان منكه مسلمان شده باشم چگونه نزد مشركان روم و بچه نوع از دست ايشان رهائى يابم رسول فرمود صبر كن تا خداى فرجى دهد چه ما راضى به اين شرط شديم و خلاف آن نيكو نيست پس صلح نامه را تمام كردند و گواهان از جانبين بر آن ثبت نمودند رسول فرمود همينجا ذبح كنيد و سر بتراشيد كسى مرتكب آن نشد بار ديگر اعاده نمود هيچكس به آن اقدام ننمودند پس در غضب رفت و در خيمهء ام سلمه رفت و عدم اطاعت اصحاب را به او باز گفت ام سلمه گفت تو ملتفت ايشان مشو و شتر خود را بكش و سر بتراش رسول از خيمه بيرون آمد و به هيچ كس ملتفت نشده شتر را بدست خود بكشت و سر بتراشيد مردمان چون چنين ديدند همه شتران را بكشتند و بعضى بجاى خلق تقصير كردند و از عدم اطاعت پيغمبر پشيمان گشتند پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود رحم اللّه المحلقين گفتند يا رسول اللّه و المقصرين فرمود رحم اللّه المحلقين بازگفتند يا رسول اللّه و المقصرين فرمود رحم اللّه المحلقين و المقصرين گفتند يا رسول اللّه چرا محلقين را سه بار رحمت كردى و مقصرين را يك بار فرمود زيرا كه مقصرين شك كردند و محلقين شك نكردند بعد از آن جمعى زن بيامده با رسول بيعت كردند در حق ايشان اين آيه نازلشد يا ايها الذين آمنوا اذا جاءكم المؤمنان مهاجرات پس رسول بمدينه آمد و عتبة بن اسيد كه ملقب بابى بصير مسلمان شده بود و در دست اهل مكه اسير بود چون بشنيد كه پيغمبر معاودت نموده فرار نموده نزد رسول آمد مكيان در حق او نامه نوشتند و به دو مرد از بنى عامر داده نزد رسول فرستادند و طلب آنمرد كردند رسول