الملا فتح الله الكاشاني

326

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

در حينى كه آنحضرت بغدير اشطاط رفت كه قريب بكوه عسفانست آن جاسوس آمد گفت كه رؤساى قريش چون كعب بن لوى و عامر بن لوى و غيره جمله احابيش را جمع كردند تا با شما مقاتله كنند يا از دخول مكه و زيارت كعبهء معظمه بازدارند رسول با اصحاب بر سبيل مشورت فرمود كه شما را مصلحت چيست برويم قتل ايشان و سبى زنان و فرزندان ايشان يا آنكه هر كه با ما در مقام مقاتله درآيد با او مجاهده كنيم اصحاب گفتند راى تو صوابست اما چون كه بقتال نيامده‌ايم بلكه به زيارت خانهء كعبه متوجه شده‌ايم اولى شق ثانيست و غرض رسول ( ص ) در اين مشورت آن بود كه تا راى اصحاب را استخراج كند و اگر نه آنحضرت براى صواب اعلم بود آنگه با اصحاب گفت كه روانه شويد ايشان ميرفتند تا بعسفان رسيدند بشير بن سفيان از مكه مىآمد نزد رسول ( ص ) آمد و گفت يا رسول اللّه قريش يك بار بر تو پلنگ پوش شده يعنى بدشمنى تو متفق الكلمه شده‌اند و كمر عداوة تو بر ميان بسته‌اند نخواهند گذاشت كه تو بر مكه روى و خالد بن وليد با جمعى بسيار كه طليعه لشگر ايشانست بكراع الغميم نزول كرده‌اند حضرت فرمود كه اگر ايشانرا بر من تسلط بودى مراد ايشان حاصل شدى به خدا سوگند كه اگر با من سلوك بد كنند با ايشان مقاتله كنم بتاييد الهى همه را مقهور و مغلوب سازم پس فرمود كه كيست از شما كه ما را براهى ببرد كه رهگذار ايشانست مردى اسلمى گفت من براهى دشوار شما را بايشان رسانم فرمود كه سيروا روانه شويد اصحاب روانه شدند و چون مواضع دشوار را طى كردند و به زمين هموار رسيدند رسول فرمود كه بگوييد نستغفر اللّه و نتوب اليه همه اصحاب به اين كلمه مترنم گشتند حضرت فرمود كه اين خطبه‌ايست كه بر بنى اسرائيل عرض كردند ايشان قبول نكردند و چون بطليعهء لشگر رسيدند فرمود كه به راه دست راست برويد پس اصحاب بدست راست ميل كرده ميرفتند تا بثنية المران رسيدند كه مهبط حديبيه است در آنجا ناقه حضرت رسول ( ص ) بر وجهى كه مذكور شد بيجهتى و بىسببى فرو خوابيد حضرت فرمود لا و لكن حبسها حابس الفيل پس ناقه را بر پاى كرد و از آن راه عدول نموده باقصاى حديبيه بر سر چاهى كه آب اندك داشت نزول فرمود ببركت و ميمنت آنحضرت آب چاه بسيار شد بعد از آن بديل بن ورقاى خزاعى با جمعى از خزاعه در رسيدند و گفتند يا رسول اللّه كعب بن لوى و عامر بن لوى با عوذ و مطافيل لشگر جمع كرده به قصد آنكه ترا از مسجد الحرام منع كنند رسول فرمود من بقتال هيچكس نيامده‌ام بلكه قصد زيارت دارم بخداى كه اقدام ايشان باعث وقوع عقوبة و عذاب استيصالست بر ايشان اگر چنانچه خواهند مصالحه كنيم با ايشان در مدتى معين كه نه مرا بايشان نزاعى باشد و نه ايشانرا به من تعرضى اگر در اين مدت قبول اسلام نمايند فبها المراد و اگر نه