الملا فتح الله الكاشاني

294

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

جهاد يَنْصُرْكُمْ يارى دهد خداى شما را تا بر ايشان غالب شويد و منصور و مظفر گرديد وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ و استوار سازد قدمهاى شما را يعنى دلير گرداند شما را و قوة دهد دلهاى شما را تا به جهت آن قدمهاى شما ثابت شود در مواطن جهاد يا شما را موفق سازد تا در قيام نمودن بحقوق اسلام و در مرور بر صراط بر يوم قيامت ثابت قدم باشيد و از قتادة نقل است كه بر خدا واجبست كه نصرت كسى دهد كه بنصرت دين او مشغول است جهت آنكه فرموده ان ينصركم اللّه ينصركم و ديگر بر او لازم است كه نعمت خود را بر شاكر زياده ساز كه كما قال لئن شكرتم لازيدنكم بر او است كه ذاكر خود را ياد آورد بقوله فاذكرونى اذكركم و وفا بعهد نيز لازم حال اوست نسبت به كسى كه بعهد او وفا كند لقوله اوفوا بعهدى اوف بعهدكم . وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه نگرويده‌اند و چون حق تعالى به جهت القاى رعب و خوف قدمهاى ايشان را در معركه حرب بلغزاند فَتَعْساً لَهُمْ پس لغزنده شدند و بسر درآمدند در معركه جهاد لغزنده شدنى و بسر درآمدنى كه مر ايشان را بود حاصل كه عثار و زلة اقدام در معارك جهاد مر ايشانراست و ابن عباس فرموده كه مراد بتعس قتل است در دنيا و نزديكى در آتش دوزخ در عقبا وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ و كم و نابود ساخت عملهاى ايشانرا يعنى اصلاح اجرى و ثوابى بر آن مترتب نگردانيد به جهت آنكه نه بر وجه خلوص و محض قربت بود و نه بر سبيل مأمور بلكه عين منهى عنه بود . ذلِكَ اين تعس و اضلال بِأَنَّهُمْ بسبب آن استكه ايشان كَرِهُوا كراهت داشتند ما أَنْزَلَ اللَّهُ آنچيزيكه فرو فرستاد خداى بر پيغمبر خود از قرآن و امر بتوحيد و به احكام شريعت فَأَحْبَطَ پس باطل و ضايع گردانيد خداى أَعْمالَهُمْ كردارهاى ايشان را كه باجر اميدوار بودند از عمارت مسجدالحرام و طواف خانه كعبه و ضيافت عساكر و اعانت مظلومان و اكرام يتيمان و غير آن زيرا كه ترتب ثواب بر اعمال فرع ايمانست و اين از ايشان مسلوبست و از امام محمد باقر عليه السلام مرويستكه مراد از اين آنست كه اضلال و احباط اعمال كفار بسبب آنست كه كراهت داشتند از آنچه خداى انزال فرمود در شان عاليشان على بن ابى طالب عليه السلام چه ترتب ثواب بر توحيد و اخلاص عبادت فرع محبت آنحضرت و ولاى او و اولاد او چنانچه احاديث متواتره از مخالف و موافق مخبر است بر اين آنگه تنبيه ميفرمايد ايشان را بر صحت توحيد و اخلاص بقوله . أَ فَلَمْ يَسِيرُوا آيا سير نكردند كافران مراد تحريص است بر سير يعنى بايد كه سفر كنند اين معاندان جاحد فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى در بلاد ثمود و عاد فَيَنْظُرُوا پس بنگرند كه كَيْفَ كانَ چگونه بوده عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ خاتمه كار و سر انجام