الملا فتح الله الكاشاني
287
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
لباب گفته كه هفتاد تن بودند از قبيلهء بنى اقليس و اكثر برآنند كه كمتر از ده بودند زيرا كه اطلاق نفر بر مادون عشره است و مرويست كه چون جن از صعود بر آسمان ممنوع شدند و بشهب مرجوم گشتند گفتند البته در عالم قضيه سانح شده پس هفت تن يا نه كس از اشراف ايشان كه زوبعه از ايشان بود از نصيبين در اطراف عالم به تجسس آن قضيه مشغول شدند تا بتهامه رسيدند و در وادى نخله با رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ملاقات كردند و استماع قرآن نمودند و دانستند كه سبب مانعيت صعود ايشان بر آسمان اينست - و از بعضى مفسرين مرويست كه خداى تعالى رسول را امر كرد كه انذار جنيان كند و قرآن بر ايشان خواند پس جمع از ايشانرا بجانب آنحضرت فرستاده حضرت با اصحاب گفت من مامورم كه قرآن بر جنيان خوانم كيست كه تبعيت من اختيار كند و اين كلمه را سه بار تكرار فرمود - عبد اللّه مسعود گفت در آنشب به غير از من هيچكس ديگر رفاقت حضرت نكرد پس هر دو رفتيم تا بشعب جيحون كه بالاى مكه است رسول خطى گرداگرد من كشيد و گفت از اين خط قدم بيرون منه تا من بازآيم پس برفت و ايستاده افتتاح قرآن كرد مرغانى ديدم به مقدار كركس مىپريدند و ميآمدند و مىنشستند و ماران سياه ديدم كه آمدند و ميان من و پيغمبر حايل شدند و به جهت آواز و صداى عظيم ايشان آواز پيغمبر به گوش من نرسيد ترسى بسيار بر من غالب شد و اكثر خوف من بر پيغمبر بود و بعد از تلاوة مانند پارهاى ابر سياه از هم متفرق شدند و چون صبح شد رسول نزد من آمد گفت خفتهء گفتم نه يا رسول اللّه چه جاى خفتن است چند بار بر آن شدم كه به جهت ترس فرياد كنم اما چون ميديدم كه تو بعصا ايشان را از من دور ميكردى من ايمن ميشدم فرمود كه اگر از خط بيرون ميآمدى مظنهء خطر بودى آنكه گفت چه ديدى گفتم مردان سياه رنگ كه جامهاى سفيد پوشيده بودند فرمود ايشان دوازده هزار جن نصيبين بودند كه استماع قرآن ميكردند و سورهء كه آنحضرت بر ايشان خواند سورة الفلق بود پس فرمود ايشان از من متاع خواستند ايشانرا استخوان و پشكل شتران و سرگين چهارپايان دادم گفتم يا رسول اللّه مردم آن را به نجاست آلوده ميسازند فرمود من نهى كردم كه بدان استنجا كنند گفتم ايشان به استخوان و سرگين چكنند فرمود هيچكس از ايشان استخوان برندارند مگر كه مثل آنگوشت كه بر او بوده باشد در آن يابد و هيچ كس سرگين نيابد مگر آن دانها كه در آن باشد مشاهده كند القصه حق تعالى ميفرمايد كه ايشانرا متوجه تو گردانيدند و يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ در حالتى كه استماع مى كردند قرآن را فَلَمَّا حَضَرُوهُ پس آنهنگام كه حاضر شدند نزد قرآن يعنى موضعى كه استماع قرآن ميتوانست كرد نزد حضرت رسول قالُوا گفتند با يكديگر أَنْصِتُوا خاموش باشيد تا بشنويد