الملا فتح الله الكاشاني
279
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا و ياد كن روزى كه عرض كرده شوند آنان كه نگرويدهاند به خدا و رسول او و بروز بعث و نشر عَلَى النَّارِ بر آتش دوزخ يعنى ايشانرا معذب سازند بر آتش و گويند با ايشان در آن روز أَذْهَبْتُمْ ببرديد يعنى صرف نموديد طَيِّباتِكُمْ چيزهاى لذيذ خود را فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا در زندگانى كه شما داشتيد در دنيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ و برخوردارى يافتيد بِها به آن لذايذ طيبه يعنى به آن استيفاى لذات دنيا كرديد و آن را بر اطياب آخرة اختيار كرديد و آن را سرمايهء آخرت نساختيد فَالْيَوْمَ پس امروز كه قيامتست تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ جزا داده خواهيد شد عذاب خوارى رسوائى بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بسبب آنچه بوديد ميكرديد استكبار در زمين از انقياد حق و تكبر مينموديد بر انبيا و اوليا و معبود مطلق بِغَيْرِ الْحَقِّ بدون استحقاق يعنى بباطل و ناروا سركشى مينموديد وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ و بسبب آنچه بوديد كه بيرون ميرفتيد از حدود خدا و پاى از دايره فرمان او بيرون مينهاديد و سر بر خطهء فرمان نمىنهاديد و چون استماع بطيبات و لذات اينجهان مستلزم فتور است در توجه باحوال آنجهان چه مشغولى به اين مشغوليست از آن چنانچه كفار به جهت اشتغال به آن از احوال آخرة غافل شدند و از سعادت دائمى و نعمت ابدى عقبا محروم ماندند از اينجهت خاتم النبيين و سيد الوصيين و همچنين هر يك از ائمه معصومين ( ع ) زهد و مشقت را اختيار كردند و بالكليه از ترفه و تنعم اينجهان مجتنب شدند چنان كه از عمر روايت كردهاند كه روزى بحجرهء رسول رفتم بعد از آنكه رخصت دخول حاصل كرده بودم ديدم كه آنحضرت بر مقصوره بر بالاى بوريائى كه از ليف خرما بود تكيه فرموده بود به جهت كوتاهى بوريا بعضى از بدن اطهر او بر زمين واقع شده بود و وساده از ليف خرما زير سر نهاده سلام كردم و بنشستم و گفتم يا رسول اللّه تو پيغمبر خدائى و بهترين جميع خلقانى و با وجود اين مرتبهء عظيم كه تو دارى به اين نوع ميگذرانى و كسرى و قيصر با آنكه كافر و مشركند بر بالاى سرير طلا و فروش حرير و ديبا نشستهاند و بجميع نعم لذيذه دنيويه متمتع ميشوند فرمود آن جماعتى كه از امتعه طيبه دنيويه متمتعاند معجل است طيبات ايشان در دنيا يعنى سريع الانقطاع است و عنقريب صمت فنا و زوال پذيرد و و بال آن بر ايشان بماند و طيبات ما مؤجل است در عقبى به جهت آنكه دايم الابد خواه بود و اصلا گرد زوال بگرد آن نخواهد رسيد سدى گفته كه هرگاه رسول به سفر رفتى آخرين كسى را كه