الملا فتح الله الكاشاني
267
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و تصديق نماييد به اين كه او سبحانه قادر است بر اعادهء شما در روز قيامة چه هر كه قادر باشد بر اين احيا و اماتة قادر خواهد بود بر اعاده بلكه اين بر او اهون خواهد بود پس قدرت بر اعادهء آباى شما نيز جارى باشد وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و ليكن بيشتر مردمان لا يَعْلَمُونَ نميدانند اينرا به جهت قلة تفكر و نظر ايشان در آنچه احساس مىكنند از دلايل قدرت پس در تعميم قدرت خود ميفرمايد كه . وَ لِلَّهِ و مر خدايراست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها و هر كه مالك جميع مكونات باشد قادر خواهد بود بر اعادهء اجسام در روز قيامة بجهة پاداش دادن پس عود متحقق الوقوع باشد وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ و روزى كه قايم شود قيامت يَوْمَئِذٍ در آن روز يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ زيانى كنند تباهكاران كه مشركانند و زيان ايشان اين باشد كه بعوض درجات نعيم دركات جحيم بايشان دهند . وَ تَرى و بينى اى محمد در آن روز كُلَّ أُمَّةٍ هر گروهى را جاثِيَةً به زانو درآمده بر هيئت نشستن خصوم نزد قاضى و مؤمنان و كافران از هيبت آن روز به اين هيئت نشسته باشند و انتظار حساب كشند مرويست كه در قيامة ساعتى باشد كه آن مقدار دو سال باشد از سالهاى اينجهان همهء خلق در آنمدت به زانو افتاده باشند و نفسى نفسى گويند و ابن عباس جاثيه را بمعنى مجتمعه تفسير كرده يعنى در آن روز بهبينى هر گروهى را فراهم آورده شده و قتاده نيز گفته كه معنى آنست كه در آن روز اهل ملل جماعة جماعة باشند كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا هر گروهى خوانده مىشود بنوشتهء خودشان بصحيفهء عمل پس ايشانرا گويند كه الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ امروز جزا داده خواهيد شد ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ به آنچه بوديد كه عمل ميكرديد از افعال حسنه و اعمال سيئه . هذا كِتابُنا اين كتاب ماست يعنى اين كتابيست كه كرام الكاتبين را به نوشتن آن امر نموديم كه يَنْطِقُ سخن گويد يعنى گواهى دهد عَلَيْكُمْ بر شما به آنچه كرده باشيد در دنيا بِالْحَقِّ براستى و درستى يعنى بىزياده و نقصان مراد آنست كه صحيفهء اعمال روشن سازد بر ايشان كردارهاى ايشان را بر وجهى كه گوييا ناطق است به آن و گويند مراد لوح محفوظ است كه جميع اعمال عباد در آن مكتوبست مجاهد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه اول چيزى كه خداى خلق فرمود قلم بود و او را از نور آفريد درازى او پانصد ساله راه آنگه گفت بنويس هر چه خواهد بود يعنى اسامى جميع بر و فاجر و همهء رطب و يابس و غير آن از امورى كه حادث شود تا