الملا فتح الله الكاشاني

262

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

وَ مَنْ أَساءَ و هر كه كارى بد كند از ستم و ساير معاصى فَعَلَيْها پس بر نفس اوست و زر و و بال آن ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ پس بسوى پروردگار خود تُرْجَعُونَ باز گرديده خواهيد شد يعنى مآل شما بعرصه گاه محشر است كه در آن مالك نفع و ضرر و امر و نهى نيست مگر او سبحانه پس شما را در آن روز بجزاى كردار رساند و بر نيك و بد ثواب و عقاب دهد و بعد از ذكر نعم و كفران اهل طغيان بيان احوال بنى اسرائيل مىكند كه در مقابله نعم طريق كفران پيش گرفته ميفرمايد كه . وَ لَقَدْ آتَيْنا و هر آينه داديم بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ فرزندان يعقوب را كتاب توراة وَ الْحُكْمَ و حكمت نظرية و عملية در فضل و قطع خصومات و ساير امور دينيه وَ النُّبُوَّةَ و پيغمبرى يعنى ايشانرا منصب حكومة و نبوة داديم چون لقمان و داود و سليمان و موسى و عيسى و در رواية آمده كه در هيچ قبيله اينمقدار پيغمبر نبوده كه در ميان بنى اسرائيل از زمان موسى تا عيسى و در خبر است كه ميان ايشان هزار پيغمبر مبعوث شده بودند وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ و روزى كرديم ايشان را از چيزهاى حلال كه پاكيزه و لذيذ بود وَ فَضَّلْناهُمْ و تفضيل داديم ايشانرا عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان خودشان چه در آن روز آنچه ايشانرا داديم به غير ايشان نداديم و گويند معنى آنست كه بنى اسرائيل را بر جميع مردمان اعصار تفصيل داديم باعتبار كثرة انبيا در ميان ايشان و اگرچه امة محمد افضل ايشانند از حيثية خشية و كثرت علما و مطيعان و اولاد پيغمبر آخر الزمان در ميان ايشان و باعتبار آنكه امة سيد انبيااند و اشياع اهل بيت او . وَ آتَيْناهُمْ و ديگر عطا فرموديم ايشانرا بَيِّناتٍ دليلهاى روشن مِنَ الْأَمْرِ از كار دين و ملت و آن معجزات بينه و احكام دينيه بود و يا مراد دلالت واضحه‌اند كه مبين امر پيغمبر آخر الزمان بود و موجب علم ببعث آن و آن ذكر علامات و صفات آنحضرتست در تورية و انجيل فَمَا اخْتَلَفُوا پس اختلاف نكردند در آن امر إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ مگر پس از آنكه آمد بديشان دانشى كه محقق حال بود و موجب رفع خلاف بَغْياً بَيْنَهُمْ بجهة عداوتى ثابت در ميان ايشان كه منشأ آن طلب رياست بود و تكبر آنوقت ايشان از اذعان نمودن به حق ابا نمودند و يا اختلاف نكردند مگر بعد از علم ايشان به نبوة محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس كتمان امر او كردند و انكار چيزى نمودند كه در كتب ايشانست از نعوت كمال محمدى و صفات جمال احمدى إِنَّ رَبَّكَ بدرستى كه پروردگار تو يَقْضِي بَيْنَهُمْ حكم كند ميان ايشان بمواخذه و مجازات يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز فِيما كانُوا فِيهِ در آنچيزيكه بودند در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف ميگردند از انكار