الملا فتح الله الكاشاني

253

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

إِنَّهُ كانَ بدرستيكه فرعون بود عالِياً سركشنده و خود را بلند سازنده مِنَ الْمُسْرِفِينَ از جملهء حد درگذشتگان در كفر و طغيان . وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ بدرستيكه برگزيديم موسى و مؤمنان بنى اسرائيل را عَلى عِلْمٍ بر حالتى كه بر دانش بوديم از ايشان يعنى عالم بوديم به اين كه بنى اسرائيل استحقاق دارند كه ايشان را برگزينيم عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان ايشان چه اكثر انبيا در ميان ايشان بودند و عالم جميع مردمان بودند . وَ آتَيْناهُمْ و داديم ايشان را مِنَ الْآياتِ از نشانهاى قدرت خود ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ آنچه در او نعمتى آشكارا بود چون شكافتن دريا و سايه ساختن ابر بر سر ايشان در بيابان تيه و انزال من و سلوى و خلاص گردانيدن ايشان از دست فرعونيان و تسميهء نعمة ببلا جهة آنست كه آزمايش بندگان مىكند در نعمة بشكرگذارى و ناسپاسى هم چنانچه در مصايب بشكيبائى و جزع و چون اول سوره در بيان احوال قريش بود و ايراد قصهء فرعون و قوم او بجهة دلالت بود بر مماثله قريش بر ايشان در اسرار و انكار و توغل در ضلالت و استكبار از اينجهة باز سر رشته كلامرا بذكر عناد و انكار قريش كشيده ميفرمايد كه . إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ بدرستى كه گروه قريش از فرط جهالت و نكارت هر آينه ميگويند در جواب مؤمنان كه بايشان ميگفتند كه شما زنده شويد بعد از مردن . إِنْ هِيَ نيست عاقبت و خاتمة كارها إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى مگر نخستين موت ما در دنيا يعنى بعد از آن حياتى ديگر نخواهد بود وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ و نيستيم ما زنده‌شدگان و برانگيختگان بعد از مرگ و اگر بعث و نشورى خواهد بود چنانچه شما دعوى ميكنيد . فَأْتُوا بِآبائِنا پس بياريد پدران ما را يعنى از خداى در خواهيد تا آنها را زنده گرداند إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در آنكه خداى قادر است بر اعادهء اموات و گويند قايل اين قول أبو جهل بود كه حضرت رسالت را گفت كه اگر در اين امر صادقى جد من و خود را كه قصى بن كلابست زنده ساز كه او مردى صادق القول بود تا احوال بعث و نشور از او بپرسم و چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر وفق دعوى بعث و نشور و غير آن معجزهء ظاهره و دلايل قاطعه مينمود و ايشان از جهة عناد و اصرار كفر در آن نظر كرده اين سؤالات بيمعنى ميكردند از اينجهت حق تعالى ديگر باره به تهديد ايشان درآمده ميفرمايد كه . أَ هُمْ خَيْرٌ آيا قوم قريش بهترند در قوت و شوكت و شدت أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ يا قوم تبع كه لشگرى بودند با عدة و ابهت در