الملا فتح الله الكاشاني

245

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

امام محمد باقر و امام جعفر صادق « ع » و قول انا انزلناه فى ليلة القدر و شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن مؤيد اينست و ديگر مقوى اينست مطابقه فيها يفرق كل امر حكيم بقول تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر - و اخبار و رواياتى كه در فضيلة شب قدر واقع شده و ثواب كسى كه در اين شب بطاعة و عبادة ميگذراند در سورة القدر مذكور خواهد شد و از عكرمه مرويست كه مراد شب نيمهء شعبانست كه آن را ليلة البرات و ليلة الصك و ليلة المباركه و ليلة الرحمة گويند و تسميه اين به برات و صك جهت آنست كه حق تعالى در اينشب استيفاى مخاريج بندگان مىكند و بر وفق آن براى هر يك براتى مينويسد همچنانكه پادشاهى هر سال استيفاى اخراج كند بر طبق آن بر رعايا ميدهد يا براى هر كه در اينشب عبادت كند برات آزادى از دوزخ مينويسد و تسميهء آن بليلة مباركه و رحمة جهت آنست كه در اين شب حق تعالى بر بندگان بسط رحمت و بركت خود مىكند و ايشانرا از خوان احسان و مكرمت خود نوازش مىكند و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه گفت جبرئيل به من آمد و گفت يا رسول اللّه دستها را بدعا بردار و بدعا اشتغال نماى گفتم يا جبرئيل امشب چه شبست گفت شبى است كه حق تعالى درهاى آسمانها را گشوده جميع گناهان را بيامرزد مگر گناه مشرك و ساحر و كنود مدمن خمر و عاق والدين و مصر بزنا و چون ربعى از شب بگذشت جبرئيل گفت يا رسول اللّه سر به آسمان كن من سر برداشتم درهاى آسمان و درهاى بهشت گشاده ديدم بر در آسمان اول فرشتهء ديدم كه ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آنكه در اين شب ركوع كند در دويم فرشتهء بود و ميگفت خوشا حال آنكه در اين شب بسجود گذراند و در سيم فرشتهء ايستاده بود و مىگفت خوشا حال آنكه در اين شب بدعا مشغول بوده باشد در چهارم فرشتهء ايستاده بود ميگفت خوشا حال آنها كه در اينشب ذكر كنند و در پنجم فرشتهء ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آنكه در اينشب از خوف الهى بگريد و در ششم فرشتهء ديدم ايستاده بود و ميگفت خوشا حال آنان كه در اين شب بر مسلمانان تصدق و احسان نمايند و در هفتم فرشتهء ايستاده بود و ميگفت هيچ سايلى هست كه مراد خود را بدرگاه ما عرض كند و هيچ استغفار كنندهء هست كه حاجة خود را بما عرض كند تا اجابة كنيم من گفتم يا جبرئيل اين درها تا كى گشاده خواهد بود گفت تا صبح برآيد پس گفت خداى تعالى در اينشب بعدد موى گوسفندان بنى كليب بندگان را از آتش دوزخ آزاد كند عايشه روايت كند كه شبى از شبهاى نيمهء شعبان نوبت من بود چون نصف از شب بگذشت رسول از فراش بيرون رفت من پنداشتم كه ميل زن ديگر كرده از پس او روا نشدم رسول را ديدم كه به نماز مشغول بود پس ركعتى خفيف بگذارد و چون به ركوع رفت چندان