الملا فتح الله الكاشاني
235
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
او ساكت شد و هيچ در مقابل او نگفت تا آنكه حق سبحانه در جواب او فرمود كه ان الذين سبقت من الحسنى و به اين اعلام ايشان نمود كه آيه مخصوص است به اصنام و در تفسير اهل البيت ( ع ) از امير المؤمنين عليه السلام نقل كردهاند كه آنحضرت فرمود كه روزى نزد رسول آمدم و او در ميان جمعى از صناديد قريش نشسته بود چون مرا ديد زمانى در من نگاه كرد و فرمود اى على مثل تو در اين امة همچو عيسى است كه قومى ويرا دوست داشتند و در دوستى او غلو كردند بالوهيت او هلاك گشتند و گروهى ويرا دشمن داشتند و در دشمنى او افراط كردند هلاك شدند و قومى در طريق اختصار سلوك نموده نجات يافتند و حال تو نيز ايعلى در ميان اين امة چنين است زيرا كه گروهى ترا بالوهيت اذعان كنند و فرقه ديگر از اين امة ترا دشمن دارند و در حق تو سخنان بيهوده و كلمات ناپسنديده و عبارات ناانديشه گويند پس هلاكة طايفهء اولى در جانب افراط باشد و هلاكة فرقه ثانيه در طرف تفريط و چون قريش اين سخن بشنيدند بر ايشان گران آمد بخنديدند و گفتند پسر عم خود را تشبيه مىكند بانبيا و رسل اين آيه نازلشد كه چون بعيسى مثل زده شد يعنى چون على را مماثل عيسى گردانيدى قوم ترا ضعيف انگاشتند و از غاية حسد كلام ترا غير صحيح پنداشتند و خداى تعالى عالم است بر استهزاى ايشان و عدم تصديق ايشان بمقالهء تو پس گفتند هرگاه على ممائل عيسى باشد خدايان ما از عيسى بهتر خواهند بود و بيان نكردند اين كلام را مگر به جهت جدال و عناد و نيز از ائمهء هدى ( ع ) منقولست كه چون رسول در جنگ سلاسل در حق امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه بخداى كه اگر نه آن بودى كه ميترسم از آنكه جماعتى از امة من در حق تو آن گويند كه در حق عيسى بن مريم ميگويند من امروز در حق تو سخنى گفتمى كه به هيچ گروه نگذشتى الا كه خاك قدم تو بر گرفتندى و به آن طلب شفا كردندى منافقان چون اين كلام از سيد انام شنيدند گفتند ما رضى لابن عمه مثلا الا بالمسيح بن مريم راضى نيست محمد كه پسر عم خود را مثلى زند الا بعيسى بن مريم حق تعالى اين آيه فرستاد و بعد از آن در وصف عيسى فرمود كه . إِنْ هُوَ نيست عيسى إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ مگر بندهء كه انعام نهادهايم بر او بمنصب رسالت و بآفريدن او بدون پدر وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا و گردانيديم او را داستانى غريب و عجيب كه مثل ساير است لِبَنِي إِسْرائِيلَ مر فرزندان يعقوب را يعنى ولادت او بدون پدر قصهايست كه در غرابه مثلى است جارى شده در ميان بنى اسرائيل پس بجهة تنبيه بر كمال قدرت خود ميفرمايد كه . وَ لَوْ نَشاءُ و اگر خواهيم يعنى اگر حكمة و مصلحة ما تقاضا كند لَجَعَلْنا هر آينه گردانيم مِنْكُمْ مَلائِكَةً از شما فرشتگان يعنى شما را هلاك سازيم و بدل شما فرشتگان بياريم تا ايشان فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ در زمين از پى