الملا فتح الله الكاشاني
196
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
علويه وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمين است از اشياى سفليه وَ هُوَ الْعَلِيُّ و اوست بلند مرتبه بر وجهى كه عقل دوربين بكنه رفعتش نرسد الْعَظِيمُ بزرگوار كه بريد فهم تيزرو بگرد سرادقات عظمة و جلال قدرت او پى نبرد . تَكادُ السَّماواتُ نزديك شد كه آسمانها از غاية هيبت و عظمة و جلال او و يا استعظام اسناد ولد و شريك غير به او يَتَفَطَّرْنَ شكافته شود مِنْ فَوْقِهِنَّ از زير يكدگر يعنى مبدء شكافتن از عرش و كرسى باشد و به اين ترتيب تا به آسمان دنيا و چون اجرام علويه با وجود رفعة از جهة سطوت و عظمة قريب بانشقاق باشد پس گو اين سفله بطريق اولى وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ و جميع فرشتگان تنزيه ميكنند ذات او سبحانه را از ناسزا و ناروا تنزيهى مقترن بِحَمْدِ رَبِّهِمْ بسپاس دارى و شكرگزارى پروردگار خود يعنى تسبيح و حمد با هم ميگويند تا يكى نفى ناسزا و ناروا كند ديگرى اثبات سزا و از امام جعفر صادق ( ع ) منقولست كه در اين مقام مراد بملائكه حملهء عرشند كه هميشه بتسبيح و تمجيد او سبحانه ترنم مينمايند وَ يَسْتَغْفِرُونَ و آمرزش ميطلبند از او لِمَنْ فِي الْأَرْضِ از براى كسانى كه در زميناند از مومنان نه كافران چه ايشان برحمة خداى هرگز نمىرسند چنان كه در سورة المومن فرموده وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا . . . أَلا إِنَّ اللَّهَ بدانيد كه خداى هُوَ الْغَفُورُ اوست آمرزندهء بندگان الرَّحِيمُ مهربان بر ايشان بقبول توبه و انابه و از وفور رحمة و غفران اوست كه فرشتگان را به استغفار گنهكاران امر فرموده بعد از آن از امهال كفار اخبار ميفرمايد كه . وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا و آنانرا كه فرا گرفتند مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ بجز از خدا دوستان مراد شركا و اندادند كه معبودان مشركانند اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ خداى نگهبانست بر اعمال و اقوال و افعال ايشان و هيچ چيز از آن فوت نميشود پس همه را بجزاى خود رساند وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ و نيستى تو اى محمد بر ايشان بِوَكِيلٍ گماشته شده يعنى بر تو واجب نيست كه موكل ايشان باشى و محافظت اعمال ايشان كنى پس از كفر و عناد ايشان دلتنگ مشو چه بر تو همين دعوتست و تبليغ احكام شريعة . وَ كَذلِكَ و مثل آنچيزى مذكور شد از محافظت حق تعالى بافعال كفار و عدم وجوب محافظت تو و يا مثل اين وحى كردن أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وحى كرديم بسوى تو قُرْآناً عَرَبِيًّا در حالتى كه اين قرآنيست بلغة عرب كه لغت قوم تست لِتُنْذِرَ تا بيم كنى بدان أُمَّ الْقُرى اهل مكه را كه ام بلدانست چه انبساط همهء