الملا فتح الله الكاشاني

182

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

لفظاند يا جميع كفار را عَذاباً شَدِيداً عذابى سخت كه در كميت و كيفيت است وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ و هر آينه پاداش دهيم ايشان را أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا بدترين جزاى آنچه بودند يَعْمَلُونَ كه ميكردند از روى جهالت و عناد يعنى مجازات دهيم ايشانرا با قبح وجوه بر اقبح معاصى كه از كفر و شركست و برواية ابن عباس شديد روز بدر بود از اسر و قتل واسؤ آن در آخرت . ذلِكَ آن عذاب بدتر جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ پاداش دشمنان خداست و آن عذاب بدتر النَّارُ آتش دوزخ است لَهُمْ مر كافرانرا فِيها در آن آتش دارُ الْخُلْدِ سراى جاويد ماندن كه دايم در آنجا باشند و هرگز از آنجا بيرون نيايند جَزاءُ پاداش داده ميشوند پاداش دادنى بِما كانُوا بسبب آنچه بودند كه هميشه بِآياتِنا بآيتهاى كلام ما يَجْحَدُونَ انكار ميكردند و بجهة آن سخن لغو در ميانداختند . وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گويند آنان كه كافر شدند در حينى كه به آتش دوزخ معذب باشند رَبَّنا اى پروردگار ما أَرِنَا الَّذَيْنِ بنما ما را آن دو كس را كه أَضَلَّانا گمراه كردند ما را و از دين حق گردانيدند مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ از ديوان و آدميان يعنى بما شياطين جن كه اعوان ابليس‌اند و شياطين انس كه رؤساى ما بودند و از امير المؤمنين عليه السلام منقولست كه شياطين جن ابليس است كه پيشواى جميع ابالسه است و مبدع اساس شرك و كفر است و شياطين انس قابيلست كه محدث بناى قتل است پس مراد آنست كه ميگويند بنما بما اين دو كس را كه باضلال آنها از راه راست بيرون رفتيم و مرتكب شرك و كفر و قتل به غير حق شديم نَجْعَلْهُما تا بگردانيم ايشانرا تَحْتَ أَقْدامِنا در زير قدمهاى خود لگدكوب كنيم و از ايشان انتقام كشيم يا آنكه ايشانرا در دركه زيرتر دوزخ كه جهنم است درآريم لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ تا بگردند از جملهء فروتران و بعد از وعيد كافران در وعدهء مؤمنان ميفرمايد كه . إِنَّ الَّذِينَ قالُوا بدرستى كه آنان كه گفتند رَبُّنَا اللَّهُ پروردگار ما خداى به حق است يعنى بوحدانيت او معترف شدند و بجميع ما جاء به النبى تصديق نمودند ثُمَّ اسْتَقامُوا پس بدان راست بايستادند و اصلا منحرف نگشتند تا بهنگام موت انس بن مالك از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه مردمان قابل كلمهء ربنا اللّه باشند و اكثر ايشان از آن برگردند پس هرگاه معترف اين كلمه باشد تا حضور موت او بر طريقهء استقامة است سفيان بن عبد اللّه ثقفى روايت كرده كه از حضرت رسالت پرسيدم كه مرا بخصلتى