الملا فتح الله الكاشاني
177
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
آفريد ايشانرا هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً اوست سختر از ايشان از روى قوة و توانائى و قدرة چه قادر بالذاتست و توانا بر چيزى كه غير او را در آن توانائى نيست پس قادر باشد بر انزال عذاب و اهلاك ايشان به آن وَ كانُوا و بودند از روى استكبار بِآياتِنا يَجْحَدُونَ كه بنشانهاى قدرت ما يا بمعجزات ما جحود ميكردند با وجود علم ايشان بحقيقة آن . فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ پس فرستاديم بر ايشان رِيحاً صَرْصَراً بادى سخت كه بآواز نهيب آن هلاك شدند يا بادى سخت كه بجهة شدت سردى ايشان را هلاك ساخت فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ در روزهاى شوم كه آن اول دههء آخر شوال بود بعد از بامداد در روز چهار شنبه تا آخر چهار شنبه ديگر هشت روز و هفت شبست كقوله تعالى سبع ليال و ثمانية ايام حسوما و در آثار آمده كه نزول عذاب جميع امم مكذبه در روز چهار شنبه است از ضحاك منقولست كه خداى تعالى اول باران را از ايشان بازگرفت و در اين مدت اصلا باد ساكن نشد بعد از آن باد را سخت گردانيد تا همه را مستاصل گردانيد و از جابر بن عبد اللّه انصارى روايتست كه چون خداى تعالى بقومى ارادهء خير كند بايشان باران دهد بىباد و اگرنه باد دهد بى باران چنان كه باصحاب عاد كرد حاصل كه در ايام مذكوره باد صرصر را فرستاديم لِنُذِيقَهُمْ تا بچشانيم ايشانرا عَذابَ الْخِزْيِ عذاب رسوائى و خوارى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا يعنى با وجود قوة و شوكت همه را خوار و ذليل گردانيديم و هلاك كرديم وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى و هر آينه عذاب آنسراى كه دوزخ است رسوا سازندهتر و خوار و شرمسار كنندهتر است وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ و ايشان يارى داده نشوند در آن روز بدفع عذاب از جابر بن عبد اللّه انصارى مرويست كه أبو جهل بعضى از اكابر قريش را جمع كرد و گفت كار محمد بر ما ملتبس است شخصى كه سحر و كهانة و شعر ميداند نزد او ميبايد فرستاد تا با او مكالمه كند و احوال او را نيك پيروى نموده اعلام نمايد عتبه گفت من اين علم را دانستهام بودم و با او گفت و شنيد كنم و آنچه از او به من ظاهر شود شما را خبر كنم پس نزد حضرت رسالت آمد و گفت اى محمد تو بهترى يا هاشم و عبد المطلب و عبد اللّه كه پدران تو بودند ايشان سب الههء ما نميكردند پس ترا چه بر آن داشته كه زبان بدشنام ايشان گشوده و ما را گمراه ميدانى اگر مراد تو رياست است ما ترا پيشواى خود گردانيم و لواى حكومة براى تو برافرازيم و خطبهء سلطنت بنام تو بخوانيم و اگر غرض تو نكاح كردنست با به كار جميله هر كدام از دختران قريش كه تو اختيار كنى به تزويج