الملا فتح الله الكاشاني

157

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بسوى فعلى كه سبب رهائى يافتن است از عذاب خداى و آن ايمان آوردنست به او و بپيغمبران او وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ و ميخوانيد شما مرا بسوى عملى كه سبب وصولست به آتش دوزخ يعنى پرستش فرعون زيرا كه . تَدْعُونَنِي ميخوانيد مرا لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ تا كافر شوم بخداى وَ أُشْرِكَ بِهِ و شريك گردانم با او ما لَيْسَ لِي بِهِ آنچيزيرا كه نيست مرا بخداى او عِلْمٌ دانشى يعنى علم بربوبيت غير او ندارم و بر معبودية غير او مرا دليلى نيست پس چگونه با وى ديگرى را شريك سازم وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ و من ميخوانم شما را إِلَى الْعَزِيزِ بسوى خدائى كه غالبست يعنى قادر بر تعذيب كافران الْغَفَّارِ آمرزنده و محو كنندهء خطاهاى اهل ايمان يعنى من به كسى شما را دعوت ميكنم كه مستجمع صفات الوهيت است از كمال قدرت و غلبيت و علم و اراده و متمكن بر مجازات و قادر بر تعذيب و غفران نه غير او كه در كمال جهالتند . لا جَرَمَ نه چنانست كه شما ميگوئيد بلكه ثابت است بلا شبهه أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ آنچه مرا ميخوانيد بسوى آن لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ نيست مر او را خواندن يعنى حق اينستكه الهه شما را سزاى دعوت الوهيت نيست فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ در اين سراى نه در آنسراى ديگرى كه آخرتست بجهة بطلان دعوى آن وَ أَنَّ مَرَدَّنا و اين كه بازگشت همهء ما إِلَى اللَّهِ بسوى خدا باشد يعنى هر كدام از ما بعد از موت بجزاى سزاى اعتقاد و اعمال حسنه و سيئه خواهد رسيد وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ و آنست كه اسراف كنندگان و از حد بيرون رفتگان بسبب شرك و ريختن خون ناحق و غير آن هُمْ أَصْحابُ النَّارِ ايشانند ياران آتش دوزخ و ملازمان نيران . فَسَتَذْكُرُونَ پس زود باشد كه ياد كنيد يعنى در وقت مشاهده عذاب و معاينهء عقاب شما را ياد آيد ما أَقُولُ لَكُمْ راستى آنچه شما را ميگويم از نصيحت و موعظه وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ و باز ميگذارم كار خود را بخداى و بر او توكل ميكنم و بلطف او اعتماد مينمايم تا مرا از شما نگاه دارد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى بَصِيرٌ بِالْعِبادِ بيناست بر بندگان خود يعنى دانا بافعال ايشان از طاعة و معصيت . فَوَقاهُ اللَّهُ پس نگاه داشت او را خداى تعالى سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا از بديهاى آنچه مكر كردند و انديشيدند در بارهء قتل او و در رواية آمده كه حزقيل اظهار ايمان كرد فرعون امر بقتل او كرد وى فرار نموده و بكوهى كه در آن نواحى بود متحصن گشت و بعبادت و طاعت مشغول شد حق تعالى سباع را بحراست آن امر مشغول كرد تا