الملا فتح الله الكاشاني
150
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و بقارون كه مقرب و مستشار او بود و چون تجبر و عناد اين سه كس بيشتر بود از اينجهت تخصيص اين سه كس كرده يا آنكه موسى بجميع مردمان زمان خود مبعوث بود القصه موسى ايشان را به حق دعوة كرده اظهار معجزه نمود ايشان تكذيب او كردند و انكار معجزات نمودند فَقالُوا پس گفتند كه او ساحِرٌ جادو كننده است يعنى آنچه از خارق عادت بما مينمايد از روى سخريه و سحر است كَذَّابٌ دروغ گويست در آنچه ميگويد كه خداى هست و من فرستاده اويم . فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ پس چون آورد بايشان دين درست و راست كه توحيد است مِنْ عِنْدِنا از نزديك ما قالُوا گفتند باتباع خود اقْتُلُوا بكشيد أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا پسران آنكسانى كه ايمان آوردهاند مَعَهُ با موسى پيش از اين مذكور شد كه قبل از ولادت موسى اهل تنجيم به فرعون ميگفتند كه در اين سال از بنى اسرائيل شخصى پيدا شود كه زوال پادشاهى تو در دست او بود بنا بر اين فرعون امر كرده بود كه هر پسرى كه از ايشان متولد ميشد او را ميكشتند و چون در اين وقت موسى دعوى نبوت كرد باز امراى فرعون مصلحت چنان ديدند كه پسران بنى اسرائيل را بقتل آورند تا ايشان شكسته و بد حال شده معاونت ننمايند پس باز اعوان خود را بقتل امر نمود وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ و بگذاريد دختران ايشانرا تا خدمت زنان قبطى كنند و چون مرتكب اين امر شدند حق تعالى ايشانرا بارسال دم و ضفادع و طوفان و جراد بر طريقى كه در ما تقدم سمت ذكر يافته مبتلا ساخت و اين كيد بر ايشان واقع شد وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ و نيست مكر ناگرويدگان نسبت با ساير مؤمنان إِلَّا فِي ضَلالٍ مگر در بيراهى و بطلان يعنى كيد ايشان ضايع و باطل شد و فايدهء مر ايشانرا از آن حاصل نگشت القصه فرعون با وجود آنكه ميدانست كه موسى پيغمبر است و از قتل او ضرر كلى متصور اما به جهت خوف ظهور عجز او بر مردمان اظهار جلادت ميكرد و در صدد قتل او ميشد و اركان دولت اين را نمىپسنديدند و منع او كرده ميگفتند كه او مردى ساحر است و پيداست كه از دست او چه خيزد و اگر او را ميكشى رعايا خواهند گفت كه فرعون بجهة آنكه با او معارضه نتوانست كرد او را بقتل رسانيد . وَ قالَ فِرْعَوْنُ و گفت فرعون مر قوم خود را ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى بگذاريد مرا تا بكشم موسى را ايشان گفتند مبادا كه شكايت را با خداى خود كند و از او خللى به تو رسد فرعون گفت من قصد قتل او ميكنم گو شكايت با خداى خود كن وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ و بگو بخوان خداى خود را تا ضررى به من رساند يا مرا منع كند