الملا فتح الله الكاشاني
137
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
رسند موكلان بهشت باستقبال ايشان بيرون آيند وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها و گويند مر ايشانرا خازنان بهشت يعنى رضوان و اتباع او سَلامٌ عَلَيْكُمْ سلامتى و ايمنى و رحمة از جانب خدا بر شما باد طِبْتُمْ كه پاك بوديد در دنيا از معاصى و مآثم لا جرم به اين مرتبهء بلند و درجهء ارجمند رسيديد يا آنكه پاكيزه شديد بمغفرت قبل از دخول جنة و از ابن عباس منقولستكه طبتم به اين معنى استكه پاكيزه است شما را اين مقام مسرت فرجام از امير المؤمنين عليه السلام منقولستكه چون بهشتيان بدر بهشت رسند درختى بينند كه از زير آن دو چشمه بيرون آيد ايشان را گويند كه از اين چشمه غسل كنيد چون غسل كنند ظاهر اعضاى ايشان پاكيزه و لطيف شود و هرگز مويهاى ايشان ژوليده نشود و اعضاى ايشان چركين نگردد و از ديگر چشمهء ايشان را آب دهند باطن ايشان از جميع حقد و و حسد و غل و غش پاك گردد و بعد از آن هيچ حدثى از ايشان صادر نشود و لون ايشان متغير نگردد و چيزى كه موجب تنفر باشد از ايشان بظهور نرسد و به جهت اين ملائكه با ايشان گويند طبتم يعنى ظاهر و باطن شما پاك شد فَادْخُلُوها پس درآييد در بهشت خالِدِينَ جاويد ماندگان آوردهاند كه چون متقيان در بهشت درآيند چنان كه خويشان مشفق نسبت بكسيكه از سفر رسيده باشد آنگاه يكى از غلامان برود و زنان او را كه حور العين باشد خبر دهد ايشان باستقبال او بيرون آيند و بر وى سلام كنند و چون در سراى ايشان داخل شوند تختها بينند مرصع بانواع جواهر و بساطها انداخته و فرشها گسترده و بالشها نهاده براى آسايش و ديوارها خشتى از زر و خشى از سيم و ياقوت سرخ و لؤلؤ سفيد و زبرجد و چون آنجا رسند بر آن نشينند و بر آن تكيه زنند و چون چشم ايشان بر اين زيب و زينت افتد گويند الحمد للّه الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدينا اللّه فرشتگان بايشان گويند كه تلك الجنة التى اورثتموها بما كنتم تعملون ايشان تصديق قول ملائكه كنند . وَ قالُوا و گويند الْحَمْدُ لِلَّهِ همه ستايش مر خدايراست الَّذِي صَدَقَنا آنخدائى كه راست كرد با ما وَعْدَهُ وعدهء خود را از ثواب و حسن مآب كه بر زبانهاى پيغمبران ما گفته وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ و بميراث داد زمين بهشت را تا بر وجه اقتدار نَتَبَوَّأُ جاى ميگيريم مِنَ الْجَنَّةِ از بهشت حَيْثُ نَشاءُ هر جا كه ميخواهيم آن اشارت است بكثرة قصور و منازل پر سرور و در حديث آمده كه كمترين ملك بندهء مؤمن من هشت مقابل دنيا باشد و در خبر است كه هيچكس نباشد كه در منزل بهشت منزلى نداشته باشد خواه مؤمن و خواه كافر پس اگر كافر پيش از موت اسلام نيارد بنده مؤمن منزل او را بميراث برد پس معنى آيه اينستكه حق تعالى بميراث دهد منزل كافر