الملا فتح الله الكاشاني
118
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
بدخوئى و با هم نسازند در شركت آن بنده پس شريكى او را كارى فرمايد و آن كار را تمام ناكرده شريكى ديگر كارى به او رجوع كنند و او هيچكدام را باتمام نتواند رساند و شريكان بجهة اين از او راضى نباشند وَ رَجُلًا سَلَماً اما از براى موحدان ميفرمايد كه مرديرا كه وارسته باشد از شريكان و خالص باشد لِرَجُلٍ براى مردى يعنى بندهء كه مخصوص يك مولى باشد و او را در انجاح مقاصد و مرام خشنود تواند ساخت هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا آيا مساوى باشند اين دو بنده از روى شباهت در صفت يعنى البته مانند يكدگر نباشند چه يكى بسبب تنازع مالكان مضطر و عاجز باشد و نتواند كه نوعى كند كه در خدمتكارى همه از او راضى باشند و ديگرى از تخالف شريكان سالم بود و به جهت نيكوئى خدمتكارى مولى از او راضى باشد يعنى همچنانكه بندهء كه مشترك باشد ميان شركاء دل او متفرقست در خدمتكارى هر يك از ايشان و متحير گشته نميداند كه به خدمت كدام اقدام نمايد و بچه نوع همه را خشنود سازد و بر كدام اعتماد نمايد مشرك نيز توزيع و تقسيم عبودية نموده از براى الهه مختلفه و سرگردان شده نميداند كه كدام از ايشان را عبادة كند و اعتماد بر ربوبيت كدام نمايد و از كه انجاح مقصود كند همچنانكه بنده مملوك يك كس باشد بتوجه تمام وجد مالا كلام كمر خدمتكارى بميان بسته به چيزى كه رضاى مولاى اوست قيام مينمايد و از آنچه سبب كراهة اوست محترز مىشود و بسبب اين آنچه مراد اوست حاصل مىكند و همچنين موحد بالكليه و من جميع الوجوه روى توجه بجانب معبود به حق آورده بعبادت او اشتغال نموده و از غير او منقطع شده و چيزى كه سبب خوشنودى معبود اوست استعمال مىكند و از آنچه منشأ سخط اوست احتراز مىكند و بواسطه اين انقياد و اطاعت بنعمت عاجل و آجل ميرسد - ابو الحسن حسكانى باسناد خود از امير المؤمنين عليه السلام روايت كند كه آنحضرت فرمود انا ذلك الرجل السليم لرسول اللّه من آنمردم كه بخلوص تمام بخدمتكارى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اقدام مينمايم و عياشى باسناد خود روايت كرده كه امام محمد باقر عليه السّلام فرمود الرجل السليم للرجل على حقا و شيعته آنمرديكه خالص است در عبودية مالك خود و خدمت او مشوب به خدمت غيرى نيست امير المؤمنين است و شيعيان او و چون اين ضرب المثل سبب هداية بندگانست بايمان كه اعظم نعم است از اينجهة ميفرمايد الْحَمْدُ لِلَّهِ همه ثنا و ستايش مر خداى راست بدين مثل چه به سبب آن شما را از ظلمت شرك خلاصى داده بنور توحيد رهنمونى نموده يا استحقاق حمد مر خدائى را است كه در خدائى شريك ندارد نه غير او را چه او منعم بالذات است و مالك على الاطلاق بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ بلكه بيشتر ايشان نميدانند حقيقة اين معنى را و بجهة فرط عناد غيرى را شريك او ميسازند آوردهاند كه كفار مكه ميگفتند كه