الملا فتح الله الكاشاني
111
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
يك بار به تيغ كفار شهادت يافتيد و ايشان روزى صد بار بتيغ ابتلا و تير امتحان كشته ميشدند و مرتبهء شهادت بمرتبهء ايشان نميرسد آوردهاند كه كفار مكه حضرت رسالت را گفتند ترا چه بر آن داشت كه بدعة كيشى ميكنى كه مخالفت آيين ماست چرا اقتدا باشراف قوم خود نميكنى و بمتابعة اصنام ميلى نمينمائى تا از اين محنت و تشويش رهائى يا بى اين آيه آمد كه . قُلْ بگو اى محمد مشركانرا إِنِّي أُمِرْتُ بدرستى كه من امر كرده شدهام أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ به آنكه پرستش نمايم خداى به حق را مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ در حالتى كه پاكيزه كننده باشم از براى او دين را از لوث شرك يعنى مأمور شدم به آنكه موحد باشم و معترف بتوحيد . وَ أُمِرْتُ و فرموده شدهام باخلاص مذكور لِأَنْ أَكُونَ بجهة آنكه باشم أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ اول گردن نهادگان يعنى مقدم ايشان باسلام در دنيا و اسبق از جماعتى كه ايشانرا بدين اسلام دعوت ميكنم . قُلْ بگو اى محمد اين اهل شرك را كه در صدد آنند كه ترا از دين حق بگردانند إِنِّي أَخافُ بدرستى كه من ميترسم إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي اگر نافرمانى كنم پروردگار خود را به اين وجه كه طريق توحيد بگذارم و دين شما را اختيار كنم عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ عذاب روزى كه بزرگست يعنى روز قيامت كه در او اهاويل عظيم است . قُلِ اللَّهَ بگو اى محمد مر آن مشركانرا أَعْبُدُ خداى به حق ميپرستم و بس مُخْلِصاً لَهُ دِينِي در حالتى كه پاك كنندهام دين خود را از شرك و طاعة خود را از ريا . فَاعْبُدُوا پس بپرستيد اى مشركان ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ آنچه خواهيد بجز از خداى از بتان و غير آن اين آيه بآية السيف منسوخ است مشركان بعد از شنيدن اين كلام و نوميد شدن ايشان از ميل پيغمبر بدين ايشان گفتند اى محمد زيان كردى كه كيش ما را اختيار نكردى و مذهب تازه را اختيار كردى قُلْ بگو اى محمد با اهل شرك كه إِنَّ الْخاسِرِينَ بدرستى كه زيان كاران الَّذِينَ خَسِرُوا آنانند كه زيان كردند أَنْفُسَهُمْ بر نفسهاى خود وَ أَهْلِيهِمْ و بر كسان خود يَوْمَ الْقِيامَةِ روز قيامت خسران ايشان به اين وجه است كه نفسهاى خود را آن روز در طبقات دوزخ بينند و اهل خود را كه ايمان آورده باشند در بهشت يابند و اين هنگام نه از نفس خود منتفع شوند و نه اهل ايشان بفرياد ايشان رسند پس نسبت به اين هر دو زيان زده باشند أَلا ذلِكَ