الملا فتح الله الكاشاني

33

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

كافران نه بر مؤمنان عَسِيراً دشوار از شدت اهوال اما بر اهل ايمان آسان خواهد بود و نهايت كلفتى و مشقتى كه بر ايشان در آن روز به مقدار زمان اداى نماز ايشان خواهد بود در دنيا وَ يَوْمَ و ياد كن روزى را كه از فرط حسرت و ندامت يَعَضُّ الظَّالِمُ بخايد ستمكار تبه روزگار عَلى يَدَيْهِ بر دستهاى خود يعنى دستهاى خود را بدندان گزد چنان كه متحيران ميگزند از فرط حسرت از ابن عباس مرويست كه اين آيه در بارهء عقبه بن ابى معيط و ابى بن خلف آمد كه با يكديگر دوستى كردندى و عقبه را عادت بودى كه چون از سفر بازآمدى طعامى مهيا كردى و اشراف قوم را حاضر كرده ضيافة نمودى روزى بنابر عادت خود از سفر بازآمد و مردمان را بضيافت خود طلبيد و بسبب مجالست قديمى و قرب جوار حضرت سيد ابرار را طلبيد چون طعام حاضر ساختند فرمود كه تا كلمهء شهادت نگوئى از طعام تو نخورم عقبه گفت اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد ان محمدا رسول اللّه پس رسول طعام او را بخورد و اين سخن بابى بن خلف رسيده بنزد وى آمد و گفت مگر از دين برگشتهء كه سخن محمد ميشنوى و كلمهء شهادت ميگوئى گفت من از دين برنگشتم اما مردى در سراى من آمد و گفت به هيچ وجه طعام نخورم تا اين كلمه نگوئى مرا عار آمد كه مهمان طعام نخورده از خانهء من بيرون آيد پس براى خاطر او اين كلمه بگفتم تا طعام بخورد و ابى ملعون گفت از تو راضى نشوم تا كه او را تكذيب نكنى و آب دهن بر روى او اندازى عقبه گفت چنين كنم پس بنزد پيغمبر آمد و آنحضرت در دار الندوة در سجده بود آب دهن حوالهء روى دلاراى جهان آراى وى كرد - و از ضحاك نقل است كه آب دهن او دو شعلهء جانسوز گشت و بدان حضرت نارسيده به روى وى بازآمد و هر دو طرف روى شوم او بسوخت و تا در دنيا زنده بود آن داغها آشكارا مينمود حضرت او را گفت كه اى عقبه ترا نمىبينم كه از مكه بيرون روى مگر آنكه سرت را بشمشير برداريم پس در غزوه بدر عقبه را اسير كردند بعد از انقضاى حرب حكم حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بقتل او صادر شده بر دست امير المؤمنين عليه السّلام كشته گشت و بجهنم پيوست و اما ابى بن خلف را رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدست خود بكشت در حين مصاف و اين آيه در شان عقبه نازل شد مضمون آنكه آنظالم در روز قيامت بسيار بخايد سر انگشت ندامت - در تفسير اهل البيت واقع شده كه اين آيه در بارهء يكى از دشمنان اهل بيت رسول نازل شده در احقاف آورده كه چهار هزار بار اطراف اصابع خود را تا بمرفق بخايند و در هر بار حق تعالى دست ويرا بروياند و ديگر باره بخايد و از خائيدن آن بى خبر باشد يَقُولُ گويد آن ظالم از روى حسرت يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ كاشكى فراميگرفتم مَعَ الرَّسُولِ با پيغمبر خدا سَبِيلًا راهى كه وى فرا گرفته كه راه نجاتست و طريق حق و بهترين طريقها در حقيقت