الملا فتح الله الكاشاني

5

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

فِي الْإِثْمِ و ميبينى بسيارى از يهود يا منافقان كه مىشتابند در تحصيل حرام يا گفتن دروغ وَ الْعُدْوانِ و در ظلم يا تجاوز از حدود معاصى گويند كه اثم گناهيست كه از فاعل به غير نرسد و عدوان آنكه به غير سرايت كند وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ و در خوردن ايشان رشوه يا ربا را لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ هر آينه بد چيزيست كه ايشان ميكنند . لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ چرا نهى نكنند علماى ايشان كه خداشناسانند وَ الْأَحْبارُ و زاهدان ايشان عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ از گفتن ايشان دروغ را و خوردن ايشان رشوه يا ربا را لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ بد چيزيست كه ايشان ميسازند و بنهى آن نمىپردازند اين آيه دالست بر وجوب نهى از منكر و امر بمعروف و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايتست كه هيچ شخصى نباشد كه بر قومى بگذرد كه ايشان بمعصيتى مشغول باشند و او منع ايشان از او نكند مگر كه نزديك باشد كه حق تعالى عذاب بر او فرستد مالك دينار گويد حق تعالى وحى كرد بجمعى فرشتگان كه فلان شهر را عذاب كنند گفتند بار خدايا تو عالم‌ترى كه فلان بنده عابد ميان ايشانست و هميشه متوجه بارگاه تست و در طاعات و عبادات تو خطاب آمد كه آواز نعره و بانك او را بشنوانيد و او را هلاك كنيد چه در وقتى كه قوم او بفعل حرام مشغول ميشوند او متغير نميشود به جهت خشم و غضب بر ايشان - در خبر است كه حق تعالى يوشع را وحى كرد كه از قوم تو صد هزار هلاك خواهم كرد كه چهل هزار ايشان نيكان باشند و خشم من به جهت آنست بر ايشان كه خشم نگرفتند بقوميكه مرتكب قبايح شدند و با ايشان نشست و برخاست كردند و طعام و شراب خوردند آورده‌اند كه پيش از هجرت حضرت رسالت بمدينه يهود را مال بسيار بود و در وسعت و عيش و فراغت حال مى گذرانيدند و چون حضرت به آن جا هجرت فرمود ايشان بانكار و عناد كوشيدند و ايمان نياوردند حق تعالى بركت از مال ايشان برداشت و اسباب معيشت ايشان نقصان پذيرفت زبان بسخنان بيهوده بگشادند و گفتند يد اللّه مغلولة خدا بخيل شد آيه آمد . وَ قالَتِ الْيَهُودُ و گفتند جهودان يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ دست خدا بسته است از عطا يعنى بخيل است و چيزى بما نميدهد و روزى را بر ما تنگ ميسازد غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ بسته باد دستهاى ايشان از خير تا هميشه خوار و ذليل و فقير و عاجز باشند وَ لُعِنُوا بِما قالُوا و لعنت بر ايشان باد به آنچه گفتند بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ بلكه هر دو دست قدرت او سبحانه گشاده است و اين كنايه است از بسط نعمت او يعنى خود او وافر و كرم او ذاتى است همچنانكه كسى بىانديشه و خوف فناى مال بر هر دو دست خود اعطا نمايد يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ