الملا فتح الله الكاشاني
33
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
اعتبار گرفته از كفر و طغيان باز ايستد . قُلْ بگو اى محمد يعنى بپرس از ايشان بر وجه الزام لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مركر است آنچه در آسمانها است و زمينهاست از روى خلق و ملك پس اگر بر سبيل عناد و لجاج جواب ندهند قُلْ لِلَّهِ بگو مر خداى راست باتفاق ما و شما خالق و مالك همه اوست نه غير او پس مستحق عبوديت او باشد نه غير او كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ نوشته است حق تعالى بر ذات خود يعنى بر خود لازم گردانيده است الرَّحْمَةَ رحمت را يعنى نعمت هدايت بمعرفت خود بنصب ادله و تمكين دادن بر آن و انزال كتب و مهلت دادن كفار تا يمكن كه ايمان آرند و از اولاد ايشان بگروند و نيز از جملهء رحمت است قبول توبه از معصيت از كعب الاحبار روايت است كه اول چيزى كه حق تعالى نوشت بر زبرجد و ياقوت و لؤلؤ بيواسطهء قلم و مداد اين بود كه « لا إله الا اللّه انا سبقت رحمتى غضبه » سلمان فارسى از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه حق تعالى را صد جزو رحمت است يك جزو آن در دنيا منتشر است و همهء نعمتهاى دنيا از آن يك جزو است و نود و نه جز و در خزانه كرم خود نهاده تا روز قيامت اين يك جزو را با نود و نه جزء ضم كند و همه بر سر گناهكاران بدارد و ايشانرا بيامرزد لَيَجْمَعَنَّكُمْ هر آينه جمع كند حق تعالى شما را در قبور و آن چنان باشد إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ در روز رستخيز كه روز برانگيختن شماست از قبور لا رَيْبَ فِيهِ هيچ شكى نيست در وقوع آن روز يا جمع شما در آن الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ آنان كه زيان كردند در نفسهاى خود عقول سليمه خود را كه سرمايهء ايشان بود ضايع ساختند فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس ايشان ايمان نيارند . وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و مر خداى راست آنچه آرام دارد در شب و روز يعنى اوست مالك زمان و مكان و آنچه زمان و مكان آن را فراگرفته وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ و اوست شنواى همهء مسموعات دانا بر همهء معلومات پس شنوا باشد باقوال كافران و دانا بافعال ايشان و همه را بر آن جزا دهد در خبر است كه جمعى از كفار قريش گفتند اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را معلوم شده است احتياج و مسكنت تو را بر اين كار ميدارد كه پيش گرفته ما براى تو در ميان خود توزيع كنيم آنقدر مال كه توانگرتر از خويشان شوى به شرط آنكه از اين دعوى رجوع كنى حق تعالى فرمود كه هر چه شب و روز مشتملست بر آن از خداست . قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا بگو بر سبيل انكار كه آيا غير خدا را فرا گيرم دوستى يعنى غير خداى را هرگز دوست نگيرم فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آن خدائى كه بديد آرندهء آسمانها و زمينهاست