الملا فتح الله الكاشاني

28

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ دو خدا بدون خداى به حق قالَ گويد عيسى سُبْحانَكَ تنزيه ميكنم تو را از شرك تنزيه كردنى ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ نسزد و نشايد مگر آنكه بگويم آن چيزى را كه مرا سزاوار نباشد گفتن آن إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ اگر بوده‌ام كه گفته‌ام آن را پس بدرستيكه دانستهء آن را تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي تو ميدانى آنچه پنهان ميكنيم آن را در نفس خود هم چنان كه تو ميدانى آنچه آشكارا ميكنيم وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ و من نميدانم آنچه در ذات تست يعنى آنچه اخفا ميكنى از معلومات خود إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ بدرستى كه تو داناى پوشيدهائى . ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ نگفتم امت خود را مگر آنچه تو امر كردى مرا به آن كه بايشان گويم أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ آنكه به پرستيد خداى را كه پروردگار شماست يعنى مربوب و مخلوق توأم نه خالق و رب وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ و بودم من بر اقوال و افعال ايشان گواه مادام كه بودم در ميان ايشان فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي پس آنهنگام كه مرا گرفتى و به آسمان بردى كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ بودى تو نگهبان بر ايشان و عالم باحوال ايشان وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ و تو بر همه چيز گواهى و مطلع بر آن . إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ اگر عذاب كنى ايشان را بر كفر پس بدرستى كه ايشان بندگان تواند و بنده را بر مالك مطلق اعتراض نرسد در هرچه كند بر وجه جزا و سزا وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ و اگر بيامرزى ايشانرا بعد از آنكه از كفر توبه كرده باشند و ايمان آورده فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ پس بدرستى كه تو غالبى و قادرى دانا و صواب كار در هر چه كنى از عفو و عذاب بر وجه حكمت و صواب كار و چون عيسى اين سخن ادا كند . قالَ اللَّهُ گويد حق تعالى هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ اين روزى است كه در او سود مىرساند راستگويان را صِدْقُهُمْ راستى ايشانرا كه قايلند نسبت بوحدانيت حق تعالى و اقرار بحقيت جميع انبياء لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ مر آن صادقان را كه اهل توحيدند بهشتهائى كه ميرود از زير درختان يا غرفهاى ايشان جويهاى روان خالِدِينَ فِيها أَبَداً در حالتى كه جاويد باشند در آن هميشه يعنى زمان بودن ايشان نهايت نداشته باشد رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ خشنود باشد خداى تعالى از ايشان بطاعت و انابه وَ رَضُوا عَنْهُ