الملا فتح الله الكاشاني
11
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و حلول و شرك وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى تعالى آمرزگار است تايبان را رَحِيمٌ مهربانست بر مستغفران بعد از آن رد قول ايشان مىكند بر طريق احتجاج و ميفرمايد كه . مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ نيست مسيح كه پسر مريم است يعنى عيسى كه ايشان او را خداى ميگويند إِلَّا رَسُولٌ مگر فرستادههاى خداى تعالى قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ بدرستى كه گذشتهاند پيش از او فرستادگان خدا و او را معجزات داده چنانچه ايشانرا نيز عطا فرموده پس اگر مرده بدم عيسى زنده شد عصا نيز در دست موسى اژدها گشت و آن عجيبتر است و اگر او بىپدر مخلوق شده آدم نيز بىپدر و مادر موجود گشته و آن غريبتر است پس معجزات انبيا را از عبوديت بيرون نميبرد و بالوهيت داخل نميسازد وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ و مادر او يعنى مريم كثير الصدق بود چه تصديق بجمع انبياء و آيات ربانى ميكرد كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ بودند پسر و مادر كه طعام ميخوردند و مانند ساير حيوانات محتاج غذا بودند پس صفت ربوبيت را بر ايشان اطلاق نتوان كرد انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ بنگر كه چگونه بيان ميكنم براى ايشان دلائل توحيد را ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ پس در نگر در حال ايشان كه چگونه برگردانيده ميشوند در يافتن حق و تأمل كردن در آن . قُلْ بگو اى محمد ترسايانرا بر سبيل انكار كه أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ آيا ميپرستيد بدون خدا ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ آن را كه مالك نيست و قدرت ندارد مر شما را ضَرًّا وَ لا نَفْعاً نه زيان دارد و نه سود يعنى عيسى قدرت آن نداشت كه بذات خود ضررى و نفعى از بلا و عنا و صحت بشما رساند بىتمكين الهى و هر گاه كه او چنين بوده باشد چگونه خدائى را شايد وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ و خدا كه معبود به حق است اوست شنواى اقوال باطله شما و دانا بعقايد شما پس شما را بدان جزا خواهد داد . قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى محمد اى يهود و نصارى لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ غلو مكنيد در دين خود غلوى ناروا و باطل مراد مبالغه يهود است در مذهب عيسى عليه السّلام و افراط نصارى در مدح او وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ و پيروى مكنيد آرزوهاى گروهى را از اسلاف و رؤساى خود كه به جهت فرط جهالت قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ گمراه شدند پيش از اين زمان در شريعت خود يعنى قبل از بعثت خاتم الانبياء وَ أَضَلُّوا كَثِيراً و گمراه ساختند بسيارى را از روى عناد وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ و ثابت شدند بر ضلالت و گمراهى خود از راه راست يعنى اسلام كه طريق اعتدالست و پاك از شايبه افراط و تفريط . لُعِنَ الَّذِينَ