أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
98
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نكنند تا آنگه كه از عدّه بيرون آيد قتاده گفت : نشوز است ؛ زنى را كه طلاق وى از نشوز باشد وى را سكنى نرسد عبد اللّه عبّاس گفت : كمترين فاحشهء وى آن باشد كه خويشان مرد را به زبان برنجاند و اين موجب آن باشد كه وى را از خانه بيرون كنند . [ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ ] و اين جمله كه رفت حدّهاى خداى تعالى است و خداى تعالى نهاده است و اين أحكام وى فرموده است هر كه از حدّهاى خداى كه اوامر و نواهى و احكام اوست ؛ تعدّى كند ، وى بر نفس خود ظلم كرده باشد به آنكه خود را مستحقّ عقاب كرده باشد و ثواب از خود دور گردانيده آنگه گفت : [ لا تدرى ] تو ندانى ما اين حدّ از بهر آن نهاديم تا باشد كه خداى تعالى پس از آن كارى پديد آورد و رأى شوهر را بگرداند و در دل وى اندازد تا مراجعت كند و باسر وى رود پس از آنكه عزم طلاق كرده باشد . [ سوره الطلاق ( 65 ) : آيات 2 تا 3 ] فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ( 2 ) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ( 3 ) چون اين زنان كه عدّه دارند و در عدّهء شما باشد باجل خود رسند و اجل عدّه در نگذشته باشد امّا نزديك باشد كه در گذرد « 1 » درين شما را اختيارست اگر خواهيد نگاهداريد ايشان را بنيكوئى يعنى مراجعت كنيد و مراد به [ امساك ] رجوع است و اگر خواهيد از ايشان مفارقت كنيد بنيكوئى ؛ بگذاريد تا از عدّه بيرون آيند اختيار
--> ( 1 ) - اشاره به آنست كه [ بلغن ] در اين آيه بمعنى [ قاربن ] است نه بمعنى بلوغ حقيقى كه بسر رسيدن مدّت باشد و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن اين است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 344 ؛ س 5 - 10 ) : « [ فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ] چون بوقت خود رسند و باتفاق مفسران و فقيهان معنى آن است كه « قاربن بلوغ اجلهنّ چون نزديك باشند كه عدّه بسر آيد » براى آنكه چون عدّه بسر آيد امساك نتواند كردن بطريق مراجعت ، و مراد مراجعت است بامساك و چون از عدّه بدر آيد مخيّر باشد خواهد كه بزن او باشد يا زن ديگرى و جز بتجديد نكاح و استيناف عقد ميان ايشان مواصلت نباشد حق تعالى گفت : چون وقت ايشان بسر آيد يعنى نزديك رسد تا عدّهء ايشان بسر خواهد آمد » .